تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
مؤاخذه كند ، فرستاده گفت : اى امير المؤمنين از گناهم درگذر ، معاويه نيز گذشت كرد ، و سپس از وى روگردان شد . همچنين رفتار كمال الدين محمد بن شهرزورى [ 1 ] آنگاه كه اتابك زنگى حاكم موصل وى را به بغداد فرستاد تا دربارهء راشد باللّه خليفهء عباسى مذاكره كند موجب عبرت و آگاهى است ، و هشدار مىدهد كه در انتخاب فرستاده نيك بايد دقت شود . داستان مذكور از اين قرار است كه چون راشد باللّه در بغداد از خلافت خلع شد از آنجا گريخت ، و به اميد استمداد از اتابك زنگى به موصل آمد ، و با اتابك ملاقات نمود و به دو وعده داد كه هر گاه به خلافت بازگشت دربارهء وى چنين و چنان خدمت كند . اتابك نيز از سخنان راشد به هوس افتاد ، و بر عهده گرفت كه ميان او و سلطان - مسعود آشتى برقرار كند ، سپس اتابك زنگى تصميم گرفت كه در اين باره با ديوان خلافت در بغداد ارتباط حاصل كند ، و براى اين كار كمال الدين محمد بن شهرزورى قاضى موصل را در نظر گرفت و او را به بغداد فرستاد ، و سفارش كرد كه در مذاكره در پيرامون كار راشد اصرار و پافشارى نمايد . و آنچه طرفداران مقتفى دربارهء خلافت وى رشته بودند پنبه كند ، كمال الدين نيز براى اين كار متوجه بغداد شد . ابن اثير صاحب تاريخ گويد : پدرم برايم نقل كرد كه كمال الدين مذكور برايم گفت : چون به ديوان خلافت پا نهادم به من گفتند مىخواهى با امير المؤمنين بيعت كنى ؟ گفتم : امير المؤمنين در موصل نزد ماست ، و بيعت سابق وى هنوز بر گردن مردم است . كمال الدين گويد : سخن ما در اين باره به درازا كشيد و من به منزلم بازگشتم ،
هامش
[ ( 1 - ) ] كمال الدين محمد بن عبد اللّه بن قاسم شهرزورى فقيه و متكلم و اديب و كاتب و شاعر و قاضى موصل و وزير نور الدين محمود بن زنگى بود و متوفى در سال 572 هجرى . مدرس تبريزى ، ريحانة الادب .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 94 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )