تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
من در خصوص برترى رأى پخته بر رأى ناپخته بهتر از گفتار ابن رومى سراغ ندارم :
نار الروية نار جدّ منضجة * و للبديهة نار ذات تلويح و قد يفضلها قوم لعاجلها * لكنه عاجل يمضى مع الريح
« آتش تفكر و تأمل آتشى است بس پزنده ، ولى آتش بديهه و بىانديشگى تنها گرم كننده است . گروهى بديهه را به سبب زودرسى آن برتر مىدانند ، ليكن اين زودرسىاى است كه دستخوش باد است » . ديگر از آنچه كه عقل درست نيكش مىشمارد اين است كه انسان نبايد در كارى پاى نهد كه بيرون آمدن از آن دشوار باشد . شاعر عرب گفته است :
ما من الحزم ان تقارب امرا * تطلب البعد منه بعد قليل فاذا ما هممت بالشىء فانظر * كيف منه الخروج بعد الدخول
« از دورانديشى نيست كه خود را به چيزى نزديك كنى كه پس از لحظه‌اى خواهان دورى از آن باشى . هر گاه به كارى همت گماشتى بنگر چسان پس از داخل شدن بايد از آن خارج شوى » . گويند : از اين بهتر آنكه انسان پاى در امرى ننهد كه خروج از آن محتاج به انديشه باشد . معاويه به عمرو بن عاص گفت : زيركى تو تا چه حد است ؟ عمرو گفت : تا آن حد كه هيچگاه در كارى پاى ننهاده‌ام مگر آنكه نيك توانسته‌ام از آن بيرون آيم ! معاويه گفت : ولى من هيچگاه در امرى داخل نمىشوم كه در خارج شدن از آن محتاج به فكر و انديشه باشم !