فرستاده آينهء فرستنده است
از امور پر اهميت براى پادشاه نيك نگريستن در فرستادن رسول و سفير است ، زيرا از فرستاده مىتوان به حال فرستنده پى برد .
يكى از حكما گفته است : هر گاه حال شخصى بر شما پوشيده است و به ميزان عقلش آگاه نيستيد ، به نامه و فرستادهء او بنگريد ، زيرا اين دو گواهى هستند كه دروغ نمىگويند .
در رسول و فرستاده بايد خصلتهايى وجود داشته باشد . از آن جمله عقل است تا فرستاده به وسيلهء آن راه راست را از راه كج باز شناسد .
ديگر امانت و پارسايى است تا به فرستنده خيانت نكند ، زيرا چه بسا فرستادهاى كه از ناحيهء آن كس كه نزدش فرستاده شده روى خوش ديده ديگ طمعش به جوش آمده است ، سپس به دو پيوسته جانب فرستنده را رها كرده است ! معاويه شخصى از نزديكان خود را كه به دو اعتماد داشت براى امر صلح نزد پادشاه روم فرستاد ، و به وسيلهء او شرايطى سنگين به پادشاه روم پيشنهاد كرد ، چون فرستاده نزد وى بار يافت ، پادشاه كوشش كرد تا فرستاده در شرايط خود تخفيفى قايل شود ، ولى فرستاده قبول نكرد ، سپس پادشاه در خلوت به دو گفت : شنيدهام تو مردى تهىدست مىباشى چندانكه هر گاه مىخواهى نزد معاويه به روى چارپا عاريه مىكنى ؟ فرستاده گفت : آرى چنين است ، پادشاه گفت : پس چرا براى خود كارى نمىكنى حال آنكه نزد ما مال فراوان است ، از آن چندانكه تو را تا ابد بىنياز كند برگير و معاويه را رها كن ، سپس بيست هزار دينار براى او آورد ، فرستاده نيز آن را گرفت و در شروط خود تخفيف قايل شد ، و صلحنامه را امضاء نموده آنگاه نزد معاويه برگشت . چون معاويه به صلحنامه نگريست به حقيقت امر آگاه شد و به فرستاده گفت : تو كارى جز به نفع پادشاه روم نكردهاى ! و بر آن شد كه وى را