تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
نيز پادشاه نبايد دشمن را نزد خود كوچك پندارد و گر چه در واقع كوچك باشد . همچنين همنشينان پادشاه را نشايد كه دشمن را نزد وى كوچك شمارند ، زيرا اگر آنان دشمن را كوچك شمارند و دشمن بر پادشاه چيره شود اين شكستى است براى وى كه دشمنى كوچك بر او غلبه يافته است ، و اگر وى بر دشمن غلبه كند كارى بزرگ انجام نداده است . هنگامى كه پيغمبر ( ص ) از جنگ بدر مراجعت كرد ، و در آن حال غنايم و اسيرانى چند همراه داشت ، و سران مشركين كشته شده بودند ، مردم چند ميل بيرون مدينه از وى استقبال نمودند ، و او را بدان پيروزى تهنيت مىگفتند ، و هر - يك از ديگرى دربارهء كشتگان و كسانى كه سالم مانده بودند پرسش مىكردند ، در اين هنگام يكى از صحابه گفت : به خدا سوگند ما جز گروهى پيرزال موى سر - ريخته را نكشته‌ايم ! چون پيغمبر ( ص ) اين سخن را شنيد او را سرزنش كرد و از وى روى برگرداند ، سپس به دو گفت : اى مرد آخر اينها اشراف قوم بودند .

دشمن را كوچك مشمار

از گفتار دلپسندى كه در اين باره به نظرم رسيد اين سخن حكيم هند به يكى از پادشاهان است : هرگز دشمن را كوچك مشمار كه هر گاه پرزه را گرد آورند از آن ريسمانى ساخته مىشود كه فيل مست را با آن مىتوان در بند كرد . تأمل در رأى امرى بس با اهميت است ، و بهترين رأى همانا رأيى است كه در آن تأنى و تأمل به كار برده شده باشد ، و بدين وسيله مىتوان از لغزش در رأى ايمن بود . احنف بن قيس به اصحاب على ( ع ) چنين گفت : در رأى تأمل به كار بريد كه تأمل در رأى حقيقت آن را بر شما آشكار مىكند .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 90 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )