عفو كند .
از سخنان ظريفى كه در اين باره گفته شده است سخن مهيار [ 1 ] است كه يكى از وزرا را مخاطب ساخته گويد :
يا سيف نصرى و المهند تابعى * و ربيع دهرى و الزمان مصاف
و معيد ايامى على بدائنا * سمنا وهن على الانام عجاف
اخلاقك الغر السجايا مالها * حملت قذى الواشين و هى سلاف
و الافك فى مرآة رأيك ماله * يخفى و انت الجوهر الشفاف
« اى شمشير پيروزى من با آنكه تيغ هندى در پىام مىباشد ، اى بهار زندگانى من كه زندگى همچون ميدان نبرد است . اى كه روزگار مرا با آن همه درد و رنج به كاميابى برگرداندى در وقتى كه مردم قرين ناكامى بودند . اى كه درد خوى تو همواره صاف و با نيكى سرشته بود ، چه شد كه گفتار سخنچينان آن را آلوده ساخت .
تو كه گوهرى شفاف هستى چرا سخن دروغگويان بر آينهء رأى تو پوشيده مانده - است » و از گفتار دلپذير دربارهء سخنچينى اين دو شعر است :
سعى اليك بى الواشى فلم ترنى * اهلا لتكذيب ما القى من الخبر
و لو سعى بك عندى فى الذّكرى * طيف الخيال لبعت النوم بالسهر
« سخنچين از من نزد تو بدگويى كرد ، و تو مرا لايق ندانستى كه آن را تكذيب كنى .
ولى اگر خيال در خواب ناز از تو نزد من سعايت كند من خواب را به بيدارى مىفروشم » .
هامش
[ ( 1 - ) ] مهيار بن مزرويهء ديلمى : شاعر نغز گفتار ايرانى كه به زبان عربى شعر مىسروده - است ، متوفى در سال چهارصد و بيست و هشت هجرى . جرجى زيدان ، آداب اللغة العربية .