تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
و مؤلف اين كتاب را دربارهء رازدارى اشعارى است كه از آن جمله است :
و ما احتفر الاصحاب للسّرّ حفرة * كصدرى و لو جار الشراب على عقلى
« دوستان براى راز خود نهانگاهى مانند سينهء من نيافته‌اند ، و گر چه شراب عقل مرا زايل كرده باشد » . نيز از مؤلف كتاب است در اين باره :
و ان يكن الزجاج ينمّ طبعا * فسيدنا انّم من الزجاج
« اگر شيشه درون خود را فاش مىكند ، سرور ما بيش از شيشه راز خود را آشكار مىسازد » .

سعايت و سخن‌چينى

از جمله امورى كه بايد انديشه را در آن به كار برد ، و هم در آن نيك تأنى و تأمل نمود ، موضوع سخن‌چينى و نمّامى است . زيرا چه بسا سخن‌چين و سعايت - پيشه‌اى كه براى تسكين خشم خود بيچاره‌اى را با يك تهمت كه از آن برى است در چنگال پادشاهى چيره‌دست گرفتار مىكند ، و امر بر پادشاه مشتبه شده آن شخص بىگناه را به هلاكت مىرساند ، و چون پس از آن به حقيقت حال پى برد پشيمان مىشود ، آنگاه كه پشيمانى سودى ندارد ، سپس بر اثر اين كار سه نفر زيان مىبينند : سخن‌چين ، و كسى كه نزدش سخن‌چينى شده ، زيرا اين دو نفر دين خود را به سبب كارى كه كرده‌اند از دست داده‌اند ، و سومى يعنى كسى كه از وى سعايت شده و با شتاب‌زدگى به عقوبت رسيده است . اين هر سه در اين كار زيان ديده‌اند . آنچه دربارهء سعايت و سخن‌چينى در قران كريم آمده اين آيه است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ
[ 1 ] . و آنچه در حديث آمده اين است : « من كان يؤمن باللّه و اليوم الاخر فلا يرفعن
هامش
[ ( 1 - ) ] سورهء حجرات ، آيهء 6 .