تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
افتاد متوجه گرفتنش شد و كبش گريخته ابراهيم از عقبش بشتافت و نزديك هر جمرهء از جمرات هفت سنگ به طرف او انداخت در جمرهء كبرى آن را بگرفت و در منا قربان فرمود و در بعضى از تفاسير به نظر اين حقير درآمده كه در وقت كشتن گوسفند جبرئيل گفت ( اللّه اكبر اللّه اكبر ) و اسمعيل فرمود ( لا إله الا اللّه و اللّه اكبر ) و ابراهيم بر زبان راند كه ( اللّه اكبر و للّه الحمد ) و در خلال آن احوال جبرئيل دست‌وپاى اسمعيل را گشاده گفت هرچه ميخواهى از حضرت الهى مسألت نماى كه وقت اجابت دعاست اسمعيل دست نياز بدرگاه مهيمن بنده‌نواز برآورده بر زبان الهام بيان راند كه يا رب جميع بندگان خود را كه مؤمن بدار جزا نقل كرده‌اند بيامرز و جرايد جرايم ايشان را بزلال غفران شسته گردان و بروايتى ابراهيم فرمود كه ( لا إله الا اللّه و اللّه اكبر ) و اسمعيل گفت ( اللّه اكبر و للّه الحمد ) و بر هر تقدير سنت تكبير در وقت ذبح از آنزمان پيدا شد در روضة الصفا از مناهج الطالبين منقولست كه چون ابراهيم را قربان ساختن اسمعيل دست نداد ابواب ملالت بر روى وى بگشاد و ايزد تعالى وحى فرستاد كه چون اسمعيل حامل نور خاتم الانبياست كارد تو بر وى كارگر نيايد آنگاه علو درجات سيد ابرار و آل بزرگوار او بر خليل الرحمن منكشف گشت و ابراهيم صلوات اللّه عليه در آن ميان درجهء حسين بن على رضى اللّه عنهما را مشاهده كرده گفت يا رب اين چه‌كس است كه به اين مرتبه رسيده ملك جليل فرمود كه اين حسين است كه از جملهء احفاد اسمعيل و اولاد خير العباد خواهد بود ابراهيم گفت الهى من حسين را از اسمعيل دوست‌تر ميدارم ملك اكبر فرمود كه ما او را بفداى اسمعيل قبول كرديم پس بدين روايت كه از صادق آل محمد به صحت رسيده است در آيت
( وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ )
ذبح عظيم كنايت از حسين است نه از آن كبش زيرا كه گوسفندى را آنمقدار عظيم نيست كه حضرت پروردگار او را ذبح عظيم گويد ( و العلم عند اللّه الفرد الصمد )

ذكر حج گذاردن ابراهيم و اسمعيل و ساره عليهما السلام و بيان انتقال ايشان بجوار مغفرت خالق البرية

واقفان اخبار انبياء مرقوم اقلام بلاغت انتما گردانيده‌اند كه چون ابراهيم از بناء كعبه معظمه زادها اللّه تعالى تعظيما فراغت يافت اسمعيل عليه السلام را بخلافت خود در آن مقام شريف گذاشته بجانب شام شتافت و سال ديگر باتفاق ساره و اسحق احرام حج بسته باز بمكهء مباركه تشريف برد و بعد از اقامت مراسم طواف رفقاء ثلاثه اسمعيل را وداع كرده روى توجه بجانب شام نهادند و به ثبوت پيوسته كه چون سن شريف ساره از صد و سى سال درگذشت بجوار رحمت حق انتقال نموده در مزرعهء جيرون مدفون گشت و ابراهيم عليه السلام بعد از فوت ساره مخدرهء از اهل كنعان مسماة بقطورا بنت يقطن بجبالهء نكاح در آورد و چنانچه در متون الاخبار مسطور است آنحضرت را از آن عورت شش پسر
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 54 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )