كردند كفار بار ديگر كس نزد لوط فرستادند و پيغام دادند كه تا غايت بهر نوع كه خواستى در ميان ما معاش كردى و اكنون ساحران را در خانه خود راه داده تا جهانبين مردم ما را كور ميكنند ميبايد كه امشب ازين ولايت بيرون روى و گرنه فردا هردو چشم تو را كور خواهيم كرد و لوط انديشناك شده پنداشت كه فرشتگان جاودانند و ملائكه توهم لوط را ملاحظه فرموده حقيقت حال و سبب آمدن خويش را ظاهر كردند و لوط عليه السلام مبتهج و مسرور گشته با اصحاب و متعلقان همان شب از ميان آن مخذولان بيرون رفت و هنگام سحر كه قرين شام نكبت اعدا بود از سرحد مؤتفكات گذشته متوجه منزل ابراهيم شد و بوقت دميدن صبح جبرئيل پر مبارك در زمين فرو برده آن پنج شهرستانرا برداشت و آنمقدار بالا برد كه آواز خروس ايشان را ملائكه سموات شنودند پس نگونسار كرد كما قال عز و علا
( فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها )
و روايتى آنكه اهالى چهار شهرستان از مؤتفكات به عذاب رب الارباب گرفتار گشته متوطنان صفر بسبب عدم ارتكاب فعل شنيع لواطه از آن بليه سالم بودند نقلست كه در آن سحر كه لوط و متابعانش از سرحد مؤتفكات مىگذشتند زوجهء او بنابر قرابت و قرب ملت كه به آن قوم داشت هر لحظه بازپس مينگريست كه ناگاه سنگى بسرش رسيده او را به راه عدم روان گردانيد ( نعوذ باللّه من سخط اللّه و غضبه )
گفتار در بيان بناء بيت الحرام و ذكر قربان كردن ابراهيم اسمعيل را عليهما السلام
بروايت اصح اول كسى كه ببناء كعبه اشتغال نمود شيث بن آدم بود عليه السلام و طوفان نوح آن بنا را ويران كرد و تا زمان خليل الرحمن آنخانه معمور و آبادان نشده بود و چون مشيت حضرت عزت چنان اقتضاء فرمود كه شرف آن بناء متبركه خليل الرحمن و اولاد او را باشد ابراهيم عليه السلام باشارت جبرئيل از ولايت شام به مكه مكرمه شتافته بتعليم روح الامين و مدد اسمعيل ببناء بيت اللّه قيام نمود و ملائكه حجر الاسود را كه آدم عليه السلام از بهشت همراه آورده بود و در وقت طوفان در كوه ابو قبيس وديعت نهاده بودند آورده ابراهيم آن را بجايش استوار ساخت و بعد از اتمام آن مقام واجب الاحترام ابراهيم و اسمعيل عليهما السلام گفتند
( رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ )
و جبرئيل نازل گشته و بشارت قبول رسانيده پدر و پسر بوجهى كه جبرئيل ايشان را تعليم نمود شرايط مناسك حج بجاى آوردند و قصه قربان كردن ابراهيم فرزند ارجمند خود را بمذهب زمرهء از روات بعد از تشييد بناى كعبه بوده و بعقيدهاى آنواقعه پيش از تعمير خانه بوده و ايضا در ميان فضلا ملت و عظماء امت اختلاف است كه ذبيح اسمعيل بوده يا اسحق و چون از ملاحظه دلايل فريقين رجحان سخن جمعى كه اسمعيل را ذبيح گفتهاند سمت توضيح دارد و چنانچه در روضة الصفا مسطور است امام ائمة الهدى جعفر الصادق