تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
روى بعالم آخرت آورد و آن جناب به روى نماز گذارده بر فوتش تأسف خورد و در سنهء تسع و ثلثين معاويه دو هزار كس فرستاد تا در راه حجاج عراق آبار و حياض را بينباشتند و همت بر منع اهل اسلام از طواف بيت اللّه الحرام گماشتند چون مردم از اينجهت معاويه را ملامت كردند گفت بنابرآن بر اين فعل اقدام نمودم كه مسلمانان را در مكه امامى نيست و روايت امام يافعى آنكه در سنهء مذكوره ميان موافقان شاه مردان و متابعان معاوية بن ابى سفيان در باب اقامت مناسك حج نزاع واقع شد و باهتمام ابو سعيد خدرى رضى اللّه عنه مهم به صلح انجاميد بر اينموجب كه هيچيك از فريقين در امر امامت حجاج مدخل ننمايند و شيبة بن عثمان جمحى مقتدا باشد تا فرق انام حج اسلام بگذارند و در اوايل سنه اربعين خوات بن جبير الانصارى البدرى كه در سلك شجعان زمان انتظام داشت در هفتاد و چهار سالگى رايت عزيمت بصوب عالم آخرت برافراشت و در همين سال وفات ابو مسعود عقبة بن عمرو الانصارى كه از اهل عقبه بود روى نمود و بروايتى همدرين سال ابو اسيد الساعدى مالك بن ربيعه بدرى وفات يافت و قولى آنكه فوت ابو اسيد در سنهء ستين اتفاق افتاد و مدت حياتش هفتاد و پنج سال بود و همدرين سال معيقب بن الدوسى كه در سلك مهاجران حبشه منتظم بود و اشعث بن قيس الكندى كه شمه‌اى از احوال او در ضمن حكايات سابقه مذكور گشته وفات يافت و مدت عمر اشعث شصت و سه سال بود و در ماه رمضان همين سال شهادت حضرت شاه ولايت روى نمود

ذكر واقعه هايله و مصيبت شامله امير المؤمنين و امام المسلمين على بن ابيطالب على نبينا و عليه سلام الله الواهب

سنت سنيه ايزد تعالى
( وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا ) *
بر اينمنوال سمت استمرار پذيرفته كه هركس از راه محبت و اخلاص بقدم نياز و اختصاص ساحت بارگاه احديت پيمايد و بدست ارادت و بندگى ابواب ملازمت درگاه الوهيت بر روى روزگار محبت خود بگشايد باران غموم و بلايا از غمام محن و رزايا بر فرق او ريزان شود و انوار ابتهاج و راحت آثار افراح و بهجت از صفحات احوالش گريزان گردد و مرويه صحيحه ( ان اللّه اذا احب قوما ابتلاهم ) مؤيد اين دعوى است و كلمه فصيحة ( البلاء للولاء كاللهب للذهب ) مؤكد اينمعنى بيت
دوستى چون زر بلا چون آتش است * * زر خالص در دل آتش خوشست
و لهذا نزول نوائب بر اكابر انبيا كه محرمان حريم كبريااند بيشتر از ساير بر ايامى بوده است و حلول مصائب بر اعاظم اوليا كه مقربان عالم بالااند اكثر از جميع خلايق روى مينموده تن كدام نبى است كه گداختهء شعله تعب او نيست و دل كدام ولى است كه نشانهء سهام كرب او نيست بلكه بر آتش بلاء او در هر باديه هزار هزار دل كبابست و از دود ابتلاء او در هر زاويه هزار هزار ديده پر آب رباعى
اندر همه دشت خاوران سنگى نيست * * كز خون دل و ديده بر آن رنگى نيست * در هيچ زمين و هيچ فرسنگى نيست * * كز دست غمت نشسته دل تنگى نيست
و مصداق
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 575 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )