دنيوى است و اگر مرا از مثوبات اخروى بهرهء بودى ترك ملازمت آن قدوهء اصفيا را جايز نشمردمى مصراع
آزاد بندهء كه بود در ركاب او
القصه ميان عقيل و معاويه در آن اوقات مناظرات بسيار بوقوع انجاميد و تفصيل آن قال و قيل موجب اطناب است و تطويل و در اوايل سنهء اربعين از هجرت خاتم النبيين معاوية بن ابى سفيان بسر بن ارطاة را با سه هزار مرد بجانب حجاز فرستاد تا حرمين شريفين را در تصرف آورده از آنجا بجانب يمن رود و بسر بموجب فرموده عمل نموده ابو ايوب انصارى و قثم بن عباس رضى اللّه عنهم كه از قبل امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه در مدينه و مكه والى بودند پنهان شدند و بسر بسان بلاى ناگهان بدان دو بلده طيبه رسيده و از ساكنان آنجا طوعا او كرها بيعت معاويه ستانده به طرف يمن شتافت و چون عبيد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما كه حاكم آن خطه بود از توجه آن ملعون خبر يافت عبد اللّه حارثى را بنيابت خويش تعيين نموده عنان بصوب فرار تافت و بسر در آن ولايت دست بفتنه و فساد برآورده عبد اللّه حارثى را با دو پسر عبيد اللّه كه موسوم بعبد الرحمن و قثم بودند عرضهء تيغ بيداد گردانيد و چون اين اخبار بسمع اشرف شاه نجف رسيد جارية بن قدامه را با چهار هزار كس بدفع بسر نامزد فرمود و جارية متوجه حرب او گشته بعد از وصول بحدود يمن بوضوح پيوست كه بسر بجانب شام شتافته است لاجرم بكوفه مراجعت كرد و امير المؤمنين تير دعا بهدف اجابت رسانيده در شأن بسر گفت ( اللهم اسلب دينه و عقله ) بناء على هذا بسر در آخر عمر خرف شده آغاز هذيان گفتن كرد و شمشير طلبيد بعضى از خادمانش تيغ چوبين و مشگى پر باد در پيش آن بداعتقاد نهادند و او شمشير چوبين را بر آن مشك ميزد تا به آتش دوزخ پيوست و بر ضماير اولو البصاير مستتر نماند كه قضيهء خروج خوارج نهروان پيشتر از قضاياء مذكوره بوقوع انجاميده است اما قلم خجسته شيم بنابر ملاحظهء ارتباط سخن نخست خاطر از بيان كليات وقايع قاسطين فارغ ساخت آنگاه بتحرير شمهاى از حالات و مقالات مارقين پرداخت و من اللّه الاعانة و التأييد انه حميد مجيد
ذكر مجملى از حال خوارج نهروان و كشته شدن اكثر ايشان
در صحيحين بروايت ابو سعيد خدرى رضى اللّه عنه مرويست كه روزى حضرت مقدس نبوى صلوات اللّه و سلامه عليه زهيبه را كه على مرتضى كرم اللّه وجهه از غنايم يمن بمدينه فرستاده بود در ميان اقرع بن جلس و عينية بن حصين فزارى و علقمة بن علاثه عامرى و زيد الخيل قسمت ميفرمود و حرقوص بن زهير تميمى كه ملقب است بذو الخويصره در آن مجلس بود در اثناء قسمت روى بدانحضرت آورده گفت اتق اللّه يا محمد رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم اصحاب را مخاطب ساخته فرمود كه بدرستيكه از نسل اين شخص قومى پيدا شوند كه قرآن قرائت كنند و قرآن از حناجر ايشان تجاوز ننمايد و بكشند اهل اسلام را و