آن ملك ساخته اجازت توجه فرمود و چون اين خبر به گوش معاويه رسيد دود حيرت بكاخ دماغ او تصاعد نمود چه بيقين ميدانست كه هرگاه شاه ولايت پناه از طرف كوفه و مالك از جانب مصر متوجه او گردند در دمشق مجال اقامتش نماند لاجرم باز در گرد مكر و تزوير گشته بدهقانى كه بر سر راه مصر توطن داشت و خود را از جملهء محبان او ميشمرد نامه نوشت مضمون آنكه مالك اشتر متوجه ولايت مصر است و بىشبهه گذر او بر منزل تو خواهد افتاد بايد كه او را استقبال نموده ضيافت نمائى و طعامى مسموم بوى دهى و دهقان اين سخن را قبول كرده چون مالك بدانجا رسيد بموجب فرمودهء معاويه بتقديم رسانيد و مالك سفر آخرت اختيار نمود و از شيوع اين خبر معاويه فرحناك و مستبشر شد و بر خاطر انور امير المؤمنين حيدر كرم اللّه وجهه حزن و الم استيلا يافت و ايالت مصر را بدستور سابق بمحمد بن ابى بكر بازگذاشته عنايت نامهء در اين باب ارسال فرمود و در اين اثنا آن جناب بدفع خوارج نهروان اشتغال نمود و چون اين خبر بسمع معاويه رسيد عمرو بن العاص را در سنهء مذكوره با شش هزار كس بصوب مصر روان گردانيد و در نواحى آن خطه معاوية بن خديع بعمرو پيوسته ميان ايشان و محمد بن ابى بكر رضى اللّه عنه مهم بقتال و جدال انجاميد و محمد مغلوب شده بخرابه گريخت و معاوية بن خديع او را بدست آورده هلاك ساخت و در جوف چهارپاى نهاده بسوخت و عمرو عاص بىمانع و مزاحمى در مصر علم حكومت برافراخت و چون خبر شهادت محمد بن ابى بكر رضى اللّه عنهما بسمع اشرف امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه رسيد اندوه بر ضمير همايون آن جناب ازدياد پذيرفت و در آن باب رقعهاى بعبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما كه بحكومت بصره اشتغال داشت نوشت و عبد اللّه رضى اللّه عنه بعد از مطالعه آن مكتوب زياد بن ابيه را بنيابت خويش در بصره گذاشته جهت تسلى خاطر انور امير المؤمنين حيدر كرم اللّه وجهه بكوفه شتافت و با خود قرار داد كه ديگر از عتبهء عليه آنحضرت مفارقت اختيار ننمايد
ذكر طغيان اصحاب بغى و عناد و التهاب نايرهء فتنه و فساد
ارباب فضل و رشاد بنوك خامهء بلاغتنژاد بر لوح بيان ثبت كردهاند كه آتش طغيان معاوية بن ابى سفيان بعد از تسخير مصر و استماع توجه ابن عباس رضى اللّه عنه از بصره بكوفه اشتعال يافت و عبد اللّه بن الحضرمى را با دو هزار سوار بجانب بصره فرستاد و عبد اللّه بيكناگاه بدان بلده رسيد و چون زياد بن ابيه با او قوت مقاتله نداشت در گوشهاى خزيد و ابن حضرمى بحكومت مشغول شده جناب امير المؤمنين بعد از استماع اين خبر اعين ابن مجاشع را بدفع او نامزد كرد و اعين ببصره رفته و زياد بن ابيه به دو پيوسته مستعد قتال شدند و بعضى از اهل تقوى در مقام اصلاح آمده مقرر شد كه روز ديگر ابن حضرمى طريق مصالحه مسلوك دارد اما آن شقى همانشب غدر كرده شبيخون بسر مجاشع برد و او را شهيد كرده كرت ديگر زياد روى بكنج اختفا نهاد و بعد از آن شاه مردان جارية بن