تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
نموده شتر بيفتاد و بروايت ابو حنيفه دينورى آنجمل را اعين بن ضيعهء كوفى پى كرد و بر هر تقدير چون هودج متمايل شد عايشه رضى الله عنها فرياد بركشيد كه ( يا ابا الحسن اذا ملكت فاسجح ) و آنحضرت محمد بن ابى بكر را گفت كه خواهر خود را درياب و محمد نزديك رفته دست بهودج درآورد تا معلوم نمايد كه از زخم تير آسيبى به دو رسيده يا نى و دست او بر دست عايشه خورده ام المؤمنين زبان بنفرين بگشاد و گفت تو كيستى كه دست تو به جائى رسيد كه به غير رسول صلى الله عليه و سلم دست هيچ احدى بدانجا نرسيده محمد بن ابى بكر گفت من از همه‌كس نزديكترم به تو و دشمن‌ترين مردمم نسبت به تو و ام المؤمنين رضى اللّه عنها برادر خود را شناخته خاطرش آرام گرفت و شاه مردان فرمان داد كه هيچ آفريده گريختگان را تعاقب ننمايد و زخم خورده را نكشد و عايشه را به خانه عبد اللّه بن خلف الخزاعى كه در سلك اعيان بصره انتظام داشت و در آن معركه به زخم ذو الفقار بدار القرار شتافته بود فرستاد در كشف الغمه مسطور است كه در جنگ جمل شانزده هزار و هفتصد و نود كس از لشكر عايشه بقتل رسيدند و از سپاه شاه ولايت‌پناه هزار و هفتاد كس شربت شهادت چشيدند و در تاريخ گزيده مزبور است كه در آن معركه بيست هزار كس يا هفده هزار كس كشته گشته و از اين جمله هزار نفر از سپاه امير المؤمنين بودند و باقى از جيش صديقه و در روضة الصفا مذكور است كه در آن محاربه قرب هفده هزار كس از جنود عايشه رضى اللّه عنها بقتل رسيدند و نزديك سه هزار نفر از اتباع امير المؤمنين على و بعقيدهء صاحب مستقصى شهداء لشكر آنحضرت از هزار كم بودند و از نهصد زياده و بقول بعضى از مورخان در آن معركه دويست و هفتاد مرد از قبيلهء بنى ضبة كه مهار شتر عايشه را بنوبت ميگرفتند مقطوع اليد گشتند و از جملهء قتيلان لشكر عايشه يكى زبير است و نسبت زبير رضى اللّه عنه بقصى بن كلاب ميرسد بدين ترتيب كه زبير بن العوام بن خويلد بن اسد بن عبد العزى بن قصى و قصى در سلك اجداد رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم انتظام دارد و مادر زبير رضى اللّه عنه عمه آنحضرت بود صفيه بنت عبد المطلب و كنيت زبير ابو عبد اللّه است و او به اعتقاد اهل سنت و جماعت از جمله كسانيست كه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم ايشانرا ببهشت بشارت داده و در شان او روايت كنند كه رسول فرمود كه هر پيغمبرى را حوارى بود و حوارى من زبير است و زبير بروايتى در سن شانزده‌سالگى و بقولى در دوازده‌سالگى و بمذهبى در بيست و پنج‌سالگى باسلام درآمد و در جميع غزوات در ملازمت سيد كاينات بسر برد و او اول‌كسى است كه در ميدان جهاد شمشير برهنه كرد و كيفيت كشته شدن زبير رضى اللّه عنه در كتب متداوله برين وجه مسطور است كه چون زبير در روز جمل عمار بن ياسر را در سلك انصار حيدر كرار ديد و ميدانست كه سيد ابرار فرمود كه الحق مع عمار بر بطلان خويش متيقن شد و بعد از ارتفاع غبار معركهء كارزار بجانب حرم پروردگار توجه نموده بحسب اتفاق مرور او بر وادى السباع افتاد و حال آنكه احنف بن قيس با شش هزار كس از مردم قبيله و توابع خود در اين مكان نشسته انتظار ميكشيد كه