رضى اللّه عنه مرويست كه حضرت مقدس نبوى صلى اللّه عليه و سلم گفت كه هركس كه بر مسند نبوت نشسته او را دو وزير بوده از اهل آسمان و دو وزير بوده از اهل زمين اما وزيران من از اهل آسمان جبرئيل است و ميكائيل و وزيران من از اهل زمين ابو بكر است و عمر در روضة الاحباب مسطور است كه در زمان خلافت امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه نصارى نجران كه عمر رضى اللّه عنه باخراج ايشان امر فرموده بود بملازمت شاه ولايت آمده معروض گردانيدند كه يا امير المؤمنين عمر ما را از وطن مألوف بيرون كرده بود چه شود كه اگر حكم فرمائى كه باز بدان ديار رفته ساكن شويم على مرتضى فرمود كه ( كان عمر رشيد الامر فلا اغير شيئا صنعه ) و از امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه گفت من بيزارم از كسى كه ابو بكر و عمر را رضى اللّه عنهما به نيكى ياد نكند پوشيده نماند كه امثال اين حديث از حضرت مقدس نبوى و مقتضيان سير مصطفوى صلوات اللّه عليه و سلامه در شأن امير المؤمنين عمر رضى اللّه عنه بسيار مرويست و ايراد مجموع آن اخبار صحت آثار لايق بسياق تاريخ نيست لاجرم سخنگذار طريق اختصار مسلوك داشته بتعداد ازواج و اولاد امجاد آن جناب مبادرت نمود و هو الهادى الى سبيل المطلوب و المقصود
ذكر ازواج و اولاد عمر بن الخطاب رضى الله عنه
ارباب اخبار آوردهاند كه امير المؤمنين عمر رضى اللّه مدت الحيوة شش زن در سلك ازدواج كشيد اول زينب بنت مظعون بن حبيب و عبد اللّه كه بزرگترين فرزندان آن جناب بود عبد الرحمن اكبر و حفصه ازين منكوحه متولد شدند دوم مليكه بنت جرول بن مالك بن مسيب و زيد اصغر و عبيد اللّه كه در جنگ صفين با معاويه بود ازين زن در وجود آمدند سيوم ام حكيم بنت حارث بن هشام مخزومى و از وى دخترى تولد نمود كه فاطمه نام داشت چهارم جميله بنت عاصم بن ثابت بن ابى الافلح و اين جميله پسرى آورد كه موسوم بعاصم گشت پنجم ام كلثوم بنت امير المؤمنين على بن ابيطالب كرم اللّه وجهه و از وى پسرى و دخترى تولد نمودند پسر زيد نام داشت و دختر رقيه و از ايشان عقب نماند و چنانچه در مقصد اقصى مذكور است زيد را عبد الملك بن مروان زهر داد ششم عاتكه بنت زيد بن عمرو بن نفيل و ازين زن پسرى متولد شد كه او را عياض ميگفتند و امير المؤمنين عمر بن الخطاب را دو سرية بود يكى از ايشان يك پسر آورد كه موسوم بعبد الرحمن اوسط گشت و از ديگرى پسرى و دخترى بوجود آمد پسر را عبد الرحمن اصغر نام بود و دختر را زينب و بدين روايت امير المؤمنين عمر را نه پسر و چهارده دختر بوده باشد و اللّه اعلم
ذكر جماعتى كه در سال فوت امير المؤمنين عمر بر سر شغل و عمل بودند
جمهور مورخان برآنند كه در وقت وفات عمر رضى اللّه عنه نافع بن عبد اللّه