المؤمنين عمر باينقدر اكتفا نكرده وصيت فرمود كه بعد از انقراض رشته حيات من بار ديگر از صديقه دستورى خواهيد اگر اجازت دهد فبها و الا مرا در گورستان مسلمانان دفن كنيد و فاروق اعظم بعد از آنكه از امثال اين وصايا فراغت يافت در اواخر ذى حجه سنه ثلاث و عشرين بخلد برين شتافت اكابر اصحاب و اعاظم احباب پس از اقامت مراسم تجهيز و تكفين جنازهء رحمت اندازهاش را برداشته بدر حجرهء عايشه رضى اللّه عنها بردند و بار ديگر استجازه كردند صديقه فرمود كه من هرگز از عطيه خود رجوع ننمودهام آنگاه انگشتان خود را مشبك ساخته بر سر نهاد و آواز بركشيد كه وا محمداه وا ابو بكراه دوست شما عمر به زيارت آمده است و رخصت دخول ميطلبد از استماع اين آواز فرياد از نهاد اهل مدينه برآمده زلزله در زمين و زمان افتاد پس جسد مطهر جناب خلافت مآب را در پهلوى قبر امير المؤمنين ابى بكر مدفون ساختند رضى اللّه تعالى عنه و عن جميع اصحاب خاتم النبيين الى يوم الدين
ذكر بعضى از فضايل اعدل اصحاب امير المؤمنين عمر بن الخطاب رضى الله عنه
از جملهء عطاياء سنيه و مواهب عليه كه امير المؤمنين عمر را در متابعت خير البشر ميسر شد يكى آنكه در چند امر از امور دينيه كلام معجز نظام حضرت واهب العطيه موافق راى صوابنماى او نازل گشت اول در قضيه اسيران غزوهء بدر و كيفيت آن قضيه چنان بود كه خير البريه عليه السّلام و التحية در باب قتل و فديهء آنجماعت با اجلهء اصحاب به طريق مشورت مسلوك داشت صديق اكبر رضى اللّه عنه گفت يا رسول اللّه پدر و مادرم فداى تو باد اصحاب تو در ميان قرشيان آباء و ابناء و اعمام و اخوان و ابناء اعمام دارند و ابعد ايشان به تو نزديكست منت بر ايشان نه تا ايزد تعالى بر تو منت نهد يا فدا بستان تا مسلمانان را از آن قوتى پيدا شود و اميد است كه آنجماعت عاقبت بملازمت تو شتابند رسول صلى اللّه عليه و سلم در جواب ابو بكر هيچ نگفت و چون آن جناب از مجلس همايون بيرون رفت فاروق اعظم بعرض حضرت خاتم صلى اللّه عليه و سلم رسانيد كه اين اسيران دشمنان خدااند و ترا تكذيب نموده از وطن اخراج كردند و در ميدان عداوت لوازم مقاتله بجاى آوردند اشارت فرماى كه همه را گردن زنند تا اسلام منيع و عزيز و كفر معدوم و ناچيز گردد و درين باب ميان حضرت رسالت مآب و اصحاب گفت و شنيد بسيار واقع شده آخر الامر آن حضرت راى صديق را اختيار فرموده و مهم اسيران بر فديه قرار يافت چنانچه در ذكر غزوهء بدر مذكور گشت آيتى كه مشعر بسرزنش مسلمانان بود فرود آمد و حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلم بر زبان وحى بيان گذرانيد كه اگر عذاب رب الارباب نازل مىشد غير از عمر كه گفت مشركان را مىبايد كشت و فدا نمىبايد گرفت هيچكس نجات نمىيافت ديگر آنكه در صحيحين از انس بن مالك و عبد اللّه بن عمر رضى اللّه عنهم مرويست كه فاروق اعظم