تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
قسمت فرمود و فوت علاء الحضرمى همدرين سال واقع شد و در سنهء اثنى و عشرين آذربايجان باجتهاد مغيره در حيز تسخير درآمده اهالى آنجا مبلغ هشتصد هزار درم در بدل صلح ادا نمودند و درين سال اهل همدان آغاز سركشى كرده نعيم بن مقرن بضرب تيغ و سنان كرت ديگر ايشانرا مطيع و منقاد گردانيد و خطهء رى و قومس و دامغان را نيز مسخر و مفتوح ساخت در روضة الاحباب مسطور است كه همدرين سال والى مازندران و اهالى طبرستان با مسلمانان طريقهء مصالحه مسلوك داشته خراج بر گردن گرفتند و احنف بن قيس باشارت عمر رضى اللّه عنه با بيست هزار كس از لشكر بصره و كوفه بصوب خراسان شتافته يزدجرد پناه بخاقان ترك برد و استمداد نمود و خاقان با سپاه فراوان در مقام امداد آمده از آب آمويه عبور فرمود و احنف از طرف مرو متوجه دفع ايشان گشته در اثناء راه با سه هزار كس از قراولان خاقان بازخورده ايشانرا به راه عدم روان كرد و چون اين خبر بخاقان رسيد تطير نمود و طبل مراجعت فروكوفته راه ديار خويش پيش گرفت و يزدجرد حيران و سرگردان ببود تا وقتى كه بر دست آسيابانى كشته گشت چنانچه مجملى از اين واقعه در ضمن حكايات سابقه گذشت و در سال بيست و سيم از هجرت نبى آخر الزمان ولايت كرمان بر دست سهيل بن عدى و عبد اللّه بن غسان و مملكت سيستان باهتمام عاصم بن عمرو تميمى و خطهء مكران بسعى حكم بن عمر ثعلبى بحيز تسخير درآمد و درين سال خبر بمدينه رسيد كه شهرك حاكم فارس با جمعى كثير از فارسيان حق‌ناشناس شهر توج را كه در سرحد آن ولايت بجانب اهواز واقع است معسكر ساخته و رايت شوكت بعزم رزم سپاه اسلام برافراخته و امير المؤمنين عمر امراء بلاد و رؤساء عباد را بمقاتله شهرك مأمور كرده هريك را بحكومت ناحيه‌اى از آن ولايات نامزد فرمود و آن جنود ظفر ورود بمملكت فارس درآمده اقدام ثبات و قرار شهرك تزلزل يافت و عنان عزيمت بصوب وادى فرار تافت و مجاشع بن مسعود توج را داخل حوزهء ايمان ساخته عثمان بن ابى العاص در شيراز و اسطخر علم تسلط و اقتدار برافراخت و هم درين سال سارية بن زنيم بموجب فرمودهء امير المؤمنين عمر با لشكر ظفر اثر بجانب نسا و دار ابجرد رفته كفار آن ناحيه در قلعه خزيدند و ساريه مدت دو ماه بامر محاصره پرداخته بالاخره جمعى كثير از اكراد فارس بمدد آن مدابير آمدند و ايشان از حصار بيرون شتافته عنان بمعركهء پيكار تافتند و در آن جنگ بسيارى از مسلمانان سعادت شهادت يافتند و در كتب اكثر اهل اخبار مسطور است كه در روز جمعه كه كار ساريه و متابعان او باضطرار انجاميده بود كيفيت حال در وقت حال اداء خطبه بر امير المؤمنين عمر ظاهر گشته ندا كرد كه ( يا سارية الجبل الجبل ) و حضرت حق عز و جل بقدرت كامله و حكمت شامله آن آواز را به گوش ساريه رسانيد تا خود را از فضاء صحرا بدامن كوه كشيد و آن جبل را بر پس پشت كرده كرت ديگر روى باعدا آورد و دست به تيغ و سنان برد و چندان كارزار فرمود كه صورت فتح و ظفر در آينهء