تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
عباس عز اجابت يافت و همان لحظه غمام انعام الهى آغاز فيضان كرده تا يكهفته اقطار امطار بر كشت‌زار اميد همگنان مىباريد و طوايف انسان بشكرگذارى اين احسان دست و پاى عباس را بوسيده حسان بن ثابت بيتى چند در سلك نظم كشيد كه اول آن ابيات اينست شعر
سال الاسام و قد تتابع جدبنا * * فسقى الغمام بعزت العباس
و در سال نوزدهم از هجرت امير المؤمنين عمر سراى عباس رضى اللّه عنه و منزل مروان را خريده داخل مسجد رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم گردانيد تا آن بقعهء شريفه وسيع و فسيح گرديده و درين سال بقول امام يافعى سيد القراء ابو المنذر ابى بن كعب الانصارى الخزرجى وفات يافته و او از جملهء اصحاب بدر است و قوت حافظه‌اش بمرتبه‌اى بود كه بعد از نزول سورهء لم يكن حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلم او را گفت ( ان اللّه امرنى ان اقرء عليك لم يكن الذين كفروا ) ابى گفت يا رسول اللّه حق عز اسمه مرا نام برده است آنحضرت فرمود كه آرى و ابى از غايت شادمانى گريان شد و اين حديث كه بروايت انس بن مالك به صحت پيوسته دلالت بر كمال فضيلت ابى بن كعب مىكند رضى اللّه عنه در روضة الاحباب مذكور است كه درين سال فوجى از اهل هدايت در بلدهء رمله بغار كوه لبنان درآمدند و در آنجا تختى مذهب ديدند مردى مرده بر زبر آن خفتيده و در يك جانب آن ميت لوحى مجسم از طلا يافتند كه سطرى چند بلغت رومى بر آن نگاشته بودند مضمون مسطور آنكه من سبا ولد نواسم كه بشرف ملازمت عيص بن اسحق النبى عليه السلام مشرف گشتم و مدتى بدولت و اقبال گذرانيدم و در دار دنيا عجايب بلاانتها مشاهده نمودم از جمله آنكه در چله تموز بكرات باريدن برف و تگرگ ديدم بايد كه اگر امثال اين امور به نظر كسى درآيد تعجب ننمايد و غريب‌تر از هر امرى آنكه بنى آدم از مرگ بغايت غافل است و حال آنكه قبور آباء و اجداد و اولاد خود را مىبيند و از اعظم وقايع كه حساب روز قيامتست نمىانديشد و بتحقيق كه من ميدانم قومى را كه باوجود اقرار بوحدانيت پروردگار مرا ازين غار بيرون برند و اين تخت مرا ملك خويش شمرند و چون اين امر بظهور آيد مزاج زمان از نهج اعتدال انحراف يابد و امانت و ديانت در ميان مردم نماند و عاقبت محمود صلحا و متقيانرا باشد و السلام و در سنه عشرين هجرى جمعى از اهل كوفه بمدينه شتافته از سعد وقاص رضى اللّه عنه شكايت گونه كردند و فاروق اعظم سعد را از آن امر معاف داشته عمارت كوفه بر عمار بن ياسر قرار گرفت و عبد اللّه بن مسعود جهت ضبط اموال بيت المال متعين گشت و در همين سال اسيد بن حضير انصارى وفات يافت و او از جملهء رؤساء بنى عبد الاشهل بود و بجودت قرائت و حسن صوت اتصاف داشت كنيتش ابو يحيى است و قيل ابو عتيك و همدرين سال ابو سفيان بن الحارث بن عبد المطلب كه پسر عم سيد عالم بود و سعد بن عامر الجمحى فوت شدند و در سال بيست و يكم واقعهء نهاوند اتفاق افتاد و در آن معركه اهل اسلام را ظفر و نصرت دست داد مجملى از كيفيت قضيهء مذكوره آنكه چون خبر عزل سعد بن ابى وقاص رضى اللّه عنه از ايالت كوفه بسمع يزدجرد بن شهريار رسيد فرحناك شده طريق هتمام مسلوك داشت تا مردم خراسان