تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
مأمور نگردد قصد مداين نفرمايد و همدرين سال يعنى سنهء خمس عشر من الهجرة النبويه امير المؤمنين عمر عتبة بن غزوان را كه يكى از اصحاب پيغمبر آخر الزمان بود با فوجى از جنود ظفر ورود بجانب ابله فرستاد تا در آن ناحيه بلدهء بنا كند و غرض فاروق اعظم از تعمير آن شهر آن بود كه من بعد ميان پادشاه عجم و ملك هند طريق آمد شد مسدود گردد و از يكديگر استمداد نتوانند نمود زيرا كه نزديك‌ترين طريقى كه فارسيان از آن ممر بهندوستان توانند رفت آن بود بالجمله عتبه بابله شتافته در ساحل بحر شهرى وسيع بنياد نهاد و استادان بنا قرب سه سال در آن بنا كار كردند تا باتمام رسيد و بنابر آنكه آن بلده در موضعى واقع شد كه اطراف و جوانبش سنگلاخ بود ببصره اتسام يافت چه اعراب مثل اين‌جاى را بصره گويند و بعد از آنكه بصره مجمع طوايف خلايق گشت عتبه مجاشع بن مسعود را بحكومت آن ديار بازداشته بمدينه مراجعت نمود و در سال هفدهم از هجرت بعالم آخرت انتقال فرمود و عمر رضى اللّه عنه مجاشع را عزل كرده مغيرة بن شعبه والى آن ولايت شد و پس از چندگاه مغيره بزنا متهم گشته منصب حكومت بصره بابو موسى اشعرى انتقال يافت و در همين سال عمر رضى اللّه عنه وضع ديوان فرمود و اسامى اجله اهل بيت و اصحابرا بر دفتر ثبت كرده جهت هريك چيزى مقرر فرمود و ابتدا بعباس رضى اللّه عنه كرده باسم شريفش دوازده هزار درم و بروايتى بيست و پنج هزار درم نوشت بعد از آن سادات خاندان سيد كاينات را بر ساير برايا تقديم داد و بنام هريك از امهات مؤمنين ده هزار درم تعيين فرمود و هريك از حضار معركه بدر را پنج هزار درم داد و سبطين خواجهء كونين امام حسن و امام حسين رضى اللّه عنهما را بدستور اهل بدر وظيفه مقرر كرد و ابو ذر غفارى و سلمان فارسى را نيز داخل آن طبقه گردانيد بعد از آن جهت بقيه صحابه از چهار هزار درم تا دويست درم على اختلاف مرا تبهم رقم كشيد و در شوال همين سال سعد بن ابى وقاص رضى اللّه عنه بمقتضاى فرمانى كه از دار الخلافه به دو رسيد متوجه مداين گشته در اثناء راه شهر سير و بابل و بيلباط را فتح نمود و عساكر عجم كه در آن حدود بودند بطريق فرار از جسر دجله گذشته پل را ويران كردند و سعد رضى اللّه عنه با شصت هزار سوار نامدار بكنار آب رسيده بنابر فقدان كشتى توكل بر كرم الهى كرده اسب در آب راندند و تمامى خيول و بغال و دواب و جمال ارباب توحيد با احمال و اثقال چون برق و باد از آب گذشته هيچ‌چيز ضايع نشد مگر قدح مالك بن عامر كه در دجله افتاد و بالاخره موج دريا آن را بر ساحل انداخت و يكى از لشگريان آن قدح را برداشته تسليم عامر نمود و چون نزد يزدجرد بوضوح پيوست كه سعد وقاص با سپاه عرب بىوسيلهء جسر و سفينه از دجله عبور نمودند رعبى تمام بر خاطرش استيلا يافته آنچه توانست از اموال خزاين و نفايس دفاين برداشت و بصوب حلوان روان شده بسيارى از نقود و جواهر و اقمشه و امتعه را بحسرت بازگذاشت چنانچه اين قضيه را بعضى از مورخين چنين نوشته‌اند كه ( و كان فى بيت المال ثلثة الف الف الف ثلاث مراة اخذ منها رستم عند مسيره الى القادسية