تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
تا صباح ساقى اجل اقداح تلخ مذاق مركب بر آن شوربختان مىپيمود و ديدهء روشنان فلك جهة نظاره كارزار آن گروه خنجرگذار تا وقت ظهور تباشير مهر منير باز بود روز ديگر كه آفتاب تيغ‌زن بطالع سعد يك سواره در ميدان آسمان تاخت و خيل نجوم نحوست هجوم را بضرب اسنه شعاعى مغلوب و منهزم ساخت آثار عجز و انكسار بر صفحات احوال عجم نمودار شده لشكر شجاعت سلب عرب بموجب اشارت سعد بن ابى وقاص رضى اللّه عنه بيكبار متوجه اعدا گشته حمله كردند و اقدام ثبات و قرار آن گروه نابكار تزلزل يافته روى بوادى فرار آوردند و مسلمانان ايشان را تعاقب نموده هلال بن علقمه برستم رسيد و سردار عجم تيرى بجانب او انداخته آن تير برپاى هلال خورد چنانچه قدمش بر ركاب دوخته شد و هلال همدران گرمى تيغ برستم رسانيده گردنش را از بار سر سبك گردانيد مثنوى
چو ديدار رستم ز خون تيره گشت * * جهان جوى تازى بر آن چيره گشت * دگر تيغ زد بر سر و گردنش * * به خاك اندر افكند جنگى تنش *
و هلال نداء ( الا انى قد قتلت رستما ) در طارم افلاك انداخته در بديهه بيتى چند انشا نمود كه ترجمه آن ابيات اينست نظم
نديدى كه چون نام آباى من * * بشد زنده از پردليهاى من * بوقتى كه رستم هزيمت نمود * * در بددلى بر رخ خود گشود * در آن دم زد آن زخم كارى مرا * * بزين دوخت پاى سوارى مرا * بتائيد حق كردمش سينه چاك * * ز مركب فرستادمش سوى خاك * روانش بدوزخ روان ساختم * * بفتح عجم رايت افراختم *
و زهرة بن جويريه تميمى بجالينوس رسيده او را بقتل رسانيد و ضرار بن الخطاب درفش كاويانى را كه شرح تزئين و ترصيع آن بجواهر ثمين در جزو ثانى سبق ذكر يافته بدست آورد و در محاربه قادسيه بروايتى از كفار قرب صد هزار بقتل رسيدند و از مسلمانان هشت هزار و پانصد كس شربت شهادت چشيده و سعد بن ابى وقاص چون بفتح و نصرت اختصاص يافت بلوازم شكر آلهى قيام نموده از بام قصر بپايان شتافت و بپرسش و نوازش دلاوران قيام نموده به اجتماع غنايم كه زياده از حد حصر و احصا بود فرمان فرمود اما سلب رستم را بهلال مسلم داشت منقولست كه قيمت كمر او هفتاد هزار دينار و بهاء تاجش صد هزار دينار بود و همچنين سلب جالينوس را كه نفاست بىنهايت داشت بزهره عنايت كرد و در عوض درفش كاويانى سى هزار دينار بضرار داده آن را داخل غنايم ساخت و خمس غنيمت را افراز نموده بمدينه فرستاد و نخست جمازه سوارى بدان بلده رسيده و آن اخبار را باهل اسلام رسانيده امير المؤمنين عمر مبتهج و شادمان گرديد و ساير مسلمانان در عين فرح و سرور مراسم حمد كريم عطابخش بجاى آوردند و خليفه را تهنيت گفتند و متعاقب خبر فتح قاصدان سعد بمدينه درآمده نقود نامعدود و جواهر زواهر و اوانى زرين و سيمين و البسهء زربفت و ابريشمين و اسبان راهوار و شتران باربردار و استران ركابى و قطار و اسلحهء نفيسه بسيار كه خمس غنايم آن معركه بود به نظر عمر رضى اللّه عنه رسانيدند و خليفه آن اموال را بمصارف شرعيه صرف نموده در جواب نامه سعد نوشت كه جهت استراحت سپاه در قادسيه توقف نمايد و تا وقتى كه