تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
مقتولان آن معركه به صد هزار رسيد و بعضى از اهل اخبار آن روز را يوم الاعشار خوانند زيرا كه صد مبارز در لشكر مسلمانان شمرده شد كه هريك در آن روز ده كافر متهور كشته بودند و همدران اوان مثنى سوق خنافس و بازار بغداد را كه مجمع تجار كفار بود غارت نموده اموال بسيار بدست آورد و در ميان لشكريان قسمت كرد و چون اينخبر بمداين رسيد اعيان عجم متأثر شده يزدجرد بن شهريار را بپادشاهى برداشتند و رستم فرخ‌زاد را بمقاتلهء عرب نامزد كرده احوال ايشان روى بانتظام آورد و مثنى كيفيت واقعه را بدار الخلافه عرضه داشت نموده عمر رضى اللّه عنه باستصواب اجلهء اصحاب زمام رتق و فتق و حل و عقد امور عراق را در قبضهء اقتدار سعد بن ابى وقاص رضى اللّه عنه نهاد و او را در اواخر سال چهاردهم يا اوايل سال پانزدهم از هجرت با چهار هزار يا شش هزار يا هفت هزار كس بدانجانب فرستاد و سعد آن زمستان در منزل سيراف كه قريب بحدود سواد است اوقات گذرانيد و چون نير اعظم از مرحلهء حوت به بيت الشرف خويش خراميد سعد از آنجا كوچ كرده متوجه قادسيه گرديد و قبل از وصول او مثنى از دار فنا بعالم بقا پيوسته بود و سعد در قادسيه رحل اقامت انداخته تمامى سپاه سواد به دو ملحق گشتند و امير المؤمنين عمر طليحة بن خويلد اسدى و عمرو بن كرب الزبيدى و عاصم بن عمرو التميمى و شرحبيل بن سمط الكندى و فرات بن حيان را متعاقب يكديگر با سپاهيان جلادت اثر بمدد سعد رضى اللّه عنه روان ساخت و از آنجانب رستم با شصت هزار سوار يراق‌دار گزيده و سى و شش زنجير فيل كوه پيكر كار ديده از مداين بيرون خراميده ساباط را محل بسط بساط عظمت گردانيد آنگاه سعد بنابر اشارت عمر رضى اللّه عنه جمعى از اصحاب را كه نعمان بن مقرن مزنى و جرير بن عبد اللّه البجلى و طليحة بن خويلد اسدى از آن جمله بودند نزد يزدجرد بن شهريار فرستاد تا او را باسلام دعوت نمايند و ابواب نصيحت بر روى او بگشايند و آنجماعت نخست بمعسكر رستم رسيده مصحوب معتمدان او بمداين شتافتند و بمجلس پادشاه عجم راه يافته باداء رسالت قيام نمودند ليكن يزدجرد بقبول ملت حنيف و انقياد احكام شرع شريف موفق نشد و از اداء جزيه عار داشته توبرهء خاك بر گردن يكى از رسولان نهاد و ايشان را اجازت معاودت داد و اهل اسلام بدان معنى تفال نموده گفتند عنقريب زمين عجم در حيز تسخير امت سيد عالم صلى اللّه عليه و سلم در خواهد آمد و يزدجرد بعد از رخصت ايلچيان متعاقب كس نزد رستم فرستاده پيغام فرمود كه بسرعت هرچه تمامتر متوجه ميدان قتال گردد و چون رستم از اوضاع نجومى معلوم كرده بود كه كوكب طالع سعد و سپاه عرب در اوج قوت و سعادت است و اختر بخت يزدجرد و جنود عجم در حضيض ضعف و نحوست بتدريج طى مسافت مىنمود و پيوسته قاصدان سخن‌دان پيش سعد ارسال داشته طالب مصالحه مىبود و پس از ظهور عدم فايدهء هزار سال رسل و رسايل قايد اجل عنان بارگير رستم را گرفته بميدان مقابله و مقاتله رسانيد و سعد از قرب وصول اعدا وقوف يافته بتعبيهء سپاه خويش كه سى و چند هزار مبارز خنجرگذار