تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
رسيده بر سبيل هزيمت عنان عزيمت بصوب مصر منعطف گردانيد و طايفهء از علما و رهابين بيت المقدس بملازمت امير المؤمنين عمر شتافته جزيه قبول نمودند و طريق مخالفت مسدود ساخته ابواب ايليا بازگشادند و فاروق اعظم در آن بلده داروغه تعيين فرموده منشور ايالت ولايت مصر را بنام عمرو عاص قلمى كرد و عمرو روى به آن طرف آورده ارطيون بصوب روم گريخت و عمرو مصراع
بىدرد سر نيزه و آمد شد پيكان *
در آن مملكت پاى بر سرير عزت و حكومت نهاد و روايتى آنست كه فتح مصر در سال بيستم از هجرت دست داد و چون امير المؤمنين عمر از مهم بيت المقدس بازپرداخت بتجديد ابو عبيده را بر جميع امراء شام فرمان‌روا ساخته رايت مراجعت بجانب مدينه برافراخت در روضة الاحباب مسطور است كه در سال هفدهم از هجرت نوبت ديگر قيصر صد هزار مرد شجاعت اثر يراق كرده بشام فرستاد و آن لشكر بجانب حمص كه مستقر ايالت ابو عبيده بود روان گشته ابو عبيده بعد از استماع اين خبر شهربند حمص را مستحكم گردانيد و مسرعان قمر مسير جهت اجتماع امر او سپاه بهر جانب ارسال داشت و هريك از سرداران كه بحمص ميرسيدند ابو عبيده را بر سكون در چهار ديوار حصار تحريص مينمودند مگر خالد بن الوليد كه او را بر خروج از قلعه و اقدام بر محاربت ترغيب فرمود و ابو عبيده برحسب صواب ديد خالد عمل نموده بيت
سراپرده از شهر بيرون كشيد * * سپه را همه سوى هامون كشيد
و مقارن آن حال روميان بدانحوالى رسيده مدت سه شبانروز ميان اهل اسلام و اصحاب ظلام بساط محاربه قايم بود بالاخره بيمن شجاعت و شهامت خالد مسلمانان را پيكر فتح و ظفر در آينهء مرام روى نمود و از كفار چهار هزار كشته گشته همين مقدار در قيد آسار گرفتار شدند و چندان غنيمت به تصرف اصحاب ملت درآمد مصراع
وصفش نگنجد در بيان شرحش نيايد در قلم
و ابو عبيده خمس غنايم بمدينه فرستاد و بقيه را بر لشكريان تقسيم نمود و بموجب فرمودهء امير المؤمنين عمر قعقاع بن عمرو را كه با چهار هزار كس اعلام اهتمام بامداد سپاه اسلام ارتفاع داده بعد از وقوع فتح بحمص رسيده بود از غنيمت حصهء ارزانى داشت و چون در آن معركه بسبب جلادت و پهلوانى خالد صورت نصرت و ظفر جلوه‌گر گشته بود بعضى از شعرا در مدح او قصايد غرا در سلك نظم كشيدند و بوى گذرانيده از صلات گرامند بهره‌ور گرديدند از جمله اشعث بن قيس كندى قصيده‌اى گفت كه مضمون بعضى از ابيات آن بمعنى اين چهار بيت نزديك است نظم
تهمتنى تو كه ريزد زياد حملهء تو * * بروز معركه دندان پيل و كام نهنگ * قيامتست ز گرز تو در ممالك روم * * مصيبتست ز تيغ تو در بلاد فرنگ * در آن زمان كه اجل دشمنان جاه ترا * * شود مخالف آمال در شتاب و درنگ * كند سنان تو بازى بجان خصم چنانك * * بعقل دلشدگان دلبران شاهد و شنگ
و خالد مبلغ ده هزار درم اشعث را صله داد و چون اين خبر به گوش امير المؤمنين عمر رسيد موجب ضميمه آزار خاطرش گرديد و بابو عبيده نوشت كه بايد خالد را نزد خود طلب نموده بفرمائى كه دستار از سرش بردارند و در گردنش انداخته ازو پرسند كه مبلغ ده هزار درم