ذكر فتوحات و حالات ولايات شام و ممالك قيصر
در زمان خلافت و جهانبانى خليفهء ثانى يعنى امير المؤمنين عمر بسيارى از كتب مغازى و سير مشتمل است بر اين خبر كه چون امير المؤمنين عمر بر مسند خلافت نشست اول حكمى كه كرد عزل خالد بن وليد بود از امارت سپاه شام و نصب ابو عبيدة بن الجراح بجاى وى و اين معنى بر خواطر اكابر و اصاغر بغايت گران آمد زيرا كه چنانچه سابقا مسطور شد بواسطهء مساعى جميله خالد در ممالك عراق و شام امور كليه تمشيت پذيرفته بود و فتوحات عظيمه سمت سهولت گرفته القصه چون ابو عبيده متصدى امر امارت گشته از قسمت غنايم يرموك بازپرداخت باتفاق خالد نوبت ديگر ظاهر دمشق را بضرب خيام اقامت ساخت و مدت محاصره بعقيده صاحب مقصد اقصى يكسال و بروايتى شش ماه و بقولى هفتاد روز امتداد يافته كار اهالى دمشق باضطرار كشيد لاجرم ارباب باب جابيه در باب مصالحه سخن گفته جهت سرانجام آن مهم قاصدى نزد ابو عبيده فرستادند و ابو عبيده رضى اللّه عنه به صلح راضى گشت اما قبل از آنكه اين قضيه سمت اشتهار گيرد و قواعد پيمان بايمان تاكيد پذيرد شبى خالد بن الوليد كه در طرفى ديگر از اطراف دمشق منزل داشت محصورانرا غافل يافته بدستيارى شجاعت و پهلوانى و پاى مردى از طنابى كه به شكل نردبان ترتيب نموده بود ببرجى از بروج حصار برآمد و باتفاق مبارزانى كه همراه داشت بدروازه شتافته جمعى را كه آنجا يافت بقتل رسانيد و تكبير گفته مردمى را كه در بيرون مكمل كرده بود به شهر درآورد و دست به خون ريختن و غارت برآورد لاجرم غوغا و شورشى عظيم در ميان دمشقيان افتاده على الصباح كه قلعه سپهر دوم بنور حضور خورشيد خنجرگذار اضائت پذيرفت حاكم دمشق قلقلان همعنان اكابر و اعيان از شهر بيرون آمد و التجا بابو عبيده رضى اللّه عنه نمود و مبانى مصالحه را استحكام داده در بدل صلح مبلغ صد هزار دينار سرخ نقد كرده به نظر درآورد و ابو عبيده خالد را نزد خود طلبيده بتاريخ رجب سنه اربع عشر من الهجرة صلحنامه نوشته شد آنگاه ابو عبيده يزيد بن ابى سفيان را بامارت دمشق تعيين نموده بمرافقت خالد متوجه فحل گشت زيرا كه جمعى از فحول سپاه روم در آن موضع هجوم كرده داعيه مقاتله داشتند و بعد از وصول ابو عبيده آنجماعت انهزام يافته فتح فحل علاوه فتوحات ديگر گشت و هم در سال چهاردهم از هجرت مسيسان بسعى شرحبيل بن حسنه و طبريه باهتمام ابو لاعور السلمى مفتوح شد و اهالى آندو بلده بدستور دمشقيان التزام اداء جزيه نمودند و در همين سال فتح بعلبك بر دست خالد بن الوليد تيسير پذيرفت و از كفار آن ديار بسيارى بقتل رسيده اموال ايشان بدست سپاه اسلام افتاد و روايتى آنكه فتح بعلبك نيز بطريقهء مصالحه دست داد و در سال پانزدهم هجرت هرقل نوبت ديگر لشگرى فراهم آورده دو نفر از بطارقهء