تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
شد عايشه گفت اى فاطمه هرگز غمى را بفرح نزديك‌تر از اين اندوه تو نديدم سبب آن غم و موجب اين شادى چه بود بتول زهرا عليه الصلاة و السلام جواب داد كه اسرار سيد ابرار را فاش نتوان كرد و در آن روز كيفيت اين گفت و شنود را مخفى داشته بعد از فوت آنحضرت حقيقت حال را ظاهر فرمود و ديگرى از وقايع زمان مرض سيد عالم صلى الله عليه و سلم آنكه سعيد بن جبير رحمة اللّه عليه روايت كرده كه ابن عباس رضى الله عنه گريهء بسيار كرده گفت در روز مذكور كه مرض حضرت رسول صلى الله عليه و سلم اشتداد يافته بود يارانرا فرمود كه اسباب كتابت بياوريد تا براى شما چيزى نويسم كه هرگز گمراه نشويد پس اصحاب اختلاف كرده بعضى گفتند كه بموجب فرموده پيغمبر صلى الله عليه و سلم عمل بايد نمود و برخى جانب نقيض گرفته بر زبان آوردند كه مناسب نيست در اين محل آنحضرت را بكتابت مشغول داريم و بين الجانبين نايرهء نزاع اشتعال يافته آوازها بلند گشت چنانچه حضرت رسول صلى الله عليه و سلم از آن گفت و شنود بتنگ آمده از سر آن مهم درگذشت و روايتى آنكه امير المؤمنين عمر بن الخطاب يا ديگرى از كبار اصحاب گفت كه آيا اين سخن از آن جمله آن سخنان پريشانست كه مريضان در حين اشتداد مرض ميگويند يا نى و عقيده علماء شيعه آنست كه سبب عدم رضاء اصحاب بتحرير آن كتاب آن بود كه رسول صلى اللّه عليه و آله ميخواست كه در باب ولايت امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه وصيت نامهء قلمى گرداند و اين دو بيت كه در كشف الغمه ثبت شده مشعر به اين معنى است شعر
اوصى النبى فقال قايلهم * * قد ضل يهجر سيد البشر * وادى ابا بكر اصاب و لم * * يهجر و قد اوصى الى عمر
القصه چون اختلاف اصحاب در مجلس حضرت رسالت مآب از حد اعتدال تجاوز نمود آن حضرت فرمود كه برخيزيد از پيش من كه سزاوار نيست منازعت نزد هيچ پيغمبرى و مع ذلك سه وصيت ميكنم شما را يكى آنكه اهل شرك را از جزيرهء عرب اخراج نمائيد دوم آنكه وفود اعراب را كه نزد شما آيند جوايز و صلات بدهيد سليمان احول كه يكى از راويان اين حديث است گويد نميدانم وصيت سيم را سعيد بن جبير قدس سره مصلحت گفتن نديد يا آنكه گفت و عناكب نسيان بر خاطر من تنيد از عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما مرويست كه فرمود بدرستى كه مصيبت بزرگ آن بود كه رسول صلى اللّه عليه و سلم را از نوشتن وصيت نامه مانع آمدند به صحت پيوسته كه حضرت خير البريه عليه السّلام و التحية در ايام مرض دو نوبت بر منبر رفته بعد از اداء حمد و ثناء باريتعالى بنصيحت خلايق اشتغال نمود كرت اول در باب سفارش و رعايت جانب انصار سخنان بسيار فرمود و در نوبت اخير جهة اداء حقوق كلمات معجز آيات بر زبان فصاحت بيان جارى گردانيد بلكه اين معنى را از حيز قوه بفعل رسانيد و شخصى را كه گفت سه درم در ذمهء تو حق دارم خشنود گردانيده سه درم بوى تسليم نمود نقلست كه در ايام بيمارى آن مقتداء انبياء مرسلين در وقت اداء صلوة يك نوبت به مسجد تشريف برده شرايط امامت بجاى آوردى اما در اواخر مرض سه روز بيرون نتوانست آمد و در آن ايام بموجب اشارت آنحضرت امير المؤمنين ابى بكر