نيز صلاحيت اين امر دارد وصيت مرا در شأن وى قبول نمائيد و با وى احسان بجاى آوريد كه او از جمله اخيار شماست آنگاه از منبر فرود آمده بحجرهء همايون شتافت و مردم فوج فوج بملازمت آن حضرت رفته شرط وداع بجاى آورده باسامه مىپيوستند و در روزى كه اسامه داعيه كوچ داشت خبر اشتداد مرض آنسرور را شنيده عنان مراجعت انعطاف داد در روضة الاحباب از عبد اللّه بن مسعود رضى اللّه عنه مرويست كه گفت حضرت رسالت عليه الصلاة و السلام بيكماه پيش از فوت خود خواص اصحاب را به خانه عايشه رضى اللّه عنها طلبيده چون چشم همايونش برايشان افتاد قطرات اشك بر رخسار فايض الانوارش روان شد و ادعيه صالحه بر زبان خجسته بيان گذرانيده از انتقال خويش تنبيه فرمود اصحاب گفتند يا رسول اللّه وقت رحلت تو كى خواهد بود جواب داد كه زمان مرافقت انقضا يافته و اوان مفارقت نزديك رسيده و من بسدرة المنتهى و جنة الماوى و رفيق اعلى و كاس اوفى و عيش منها و اصل ميگردم اصحاب پرسيدند كه ترا غسل دهد فرمود كه از مردان اهل بيت من بحسب قرب قرابت گفتند يا رسول اللّه كفن ترا از چه چيز سازيم فرمود كه از همين جامها كه پوشيدهام و اگر خواهيد از حلهاى يمانى يا اثواب مصرى باز پرسيدند كه نماز بر تو كه گذارد و در گريه افتادند و آنحضرت نيز گريان شده فرمود كه شكيبائى نمائيد و ابواب تحمل بر روى خود بگشائيد بايد كه چون مرا بشوئيد و در كفن پيچيد هم در اين خانه همچنان بر جنازه بر كنار قبر بگذاريد و همه ساعتى برون رويد ( فان الله تبارك و تعالى اول من يصلى على ) يعنى اول ايزد سبحانه و تعالى رحمتى خاص بر من نازل خواهد گردانيد بعد از آن جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل به ترتيب بر من نماز خواهند گذارد پس ملك الموت با جمعى كثير از ملايكه باقامت نماز قيام خواهند نمود آنگاه شما فوجفوج درآئيد و بر من نماز گذاريد اول مردان اهل بيت من بعد از آن نسوان عترت من پس صبيان بعد از آن ديگر ياران اصحاب كرت ديگر سئوال كردند كه ترا دفن كند جواب داد كه اهل بيت من با گروهى انبوه از ملايكه و حال آنكه شما ايشان را نه بينيد و ايشان شما را بهبينند پس حاضرانرا وداع كرده گفت سلام من برسانيد بدانجماعت از متابعان من كه غايباند و هركس پيروى ملت من كند تا روز قيامت و بعد از اين گفت و شنيد به روزى چند حضرت رسالت عليه السّلام و التحية به استغفار براى اهل گورستان بقيع و شهداء احد مامور گشته برانموجب بتقديم رسانيد در اكثر كتب سير مسطور است كه ابتداء مرض خاتم الانبياء عليه افضل التحايا در خانه ميمونه رضى الله عنها روى نمود و ساير زوجات مطهرات آنجا جمع گشته آنحضرت دو سه نوبت فرمود كه ( اين انا غدا ) يعنى من فردا كجا خواهم بود و امهات مؤمنين را از تكرار اين كلام چنان معلوم شد كه خاطر عاطر خير الانام عليه الصلاة و السلام مايل به آن است كه در ايام مرض در حجرهء صديقه رضى الله عنها باشد و براينموجب اتفاق نمودند و بروايتى سيدة النسا فاطمه زهرا عليه افضل الصلاة و اكمل التحيات بامهات مؤمنين گفت كه خواجه كاينات را مشقت خواهد رسيد كه در وقت مرض هر روز بخانهء يكى از شما آمد شد نمايد
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 413
مساهمون: غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ص٤١٣