تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
چند كه به نيت هدى حضرت رسالت‌پناه همراه داشت به نظر انور رسانيد از آن جناب پرسيد كه چون احرام بستى چه نيت كردى جواب داد كه گفتم بارخدايا به همان نيت احرام بستم كه رسول تو احرام بسته خير الانام عليه الصلاة و السلام فرمود كه من احرام حج بسته‌ام و هدى با خود آورده تو نيز بر احرام خويش ثابت باش و در هدى شريك من شو و چون على المرتضى سيد النسا را ديد كه جامه رنگين پوشيده و از احرام بيرون آمده به زبان انكار گفت كه چرا حلال گشتى جواب داد كه بموجب فرموده حضرت رسالت مآب عمل نمودم و آنحضرت تصديق اين سخن فرمود و در صحاح اخبار ورود يافته كه سيد اخيار صلى اللّه عليه و آله الاطهار روز يكشنبه و دوشنبه و سه‌شنبه و چهارشنبه و شب پنجشنبه در مكه توقف نموده روز پنجشنبه كه هشتم ذى الحجه بود با طوايف برايا بمنا تشريف برد و شب در آن مقام بوده روز ديگر بعد از اداء نماز بامداد و قبل از طلوع آفتاب متوجه عرفات گشت و پس از وصول به عرفات و زوال خورشيد از وسط السماء بر راحله خويش نشسته ببطن وادى رفت و همچنان سواره خطبه‌اى در غايت فصاحت و بلاغت مشتمل بر بعضى از احكام شريعت و محتوى بر اصناف موعظت و نصيحت بر زبان وحى بيان جارى گردانيد پس از آن نماز پيشين و پسين بيك بانك و دو قامت بگذارد آنگاه روى بقبلهء دعا آورده و در آن باب مبالغه فرمود و بروايت علماء اهل سنت و جماعت در اين رواية
( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً )
نازل گشت و چون آفتاب ميل بمنزلت غروب نمود آن مهر سپهر نبوت از عرفات بمزدلفه شتافت و نماز شام و خفتن را بيك بانك و دو قامت ادا فرمود و آن شب آنجا بود و نماز صبح را در اول وقت بگذارد و پيش از طلوع خورشيد روان شد چون بجمرة العقبه رسيد هفت عدد سنگ‌ريزه بينداخت و در آن روز در منا خطبه‌اى بليغ خوانده آنچه در روز عرفه از احكام دين مبين ساخته بود اعاده فرمود و سخنان ديگر نيز اضافه نمود و بعد از آن بقربانگاه شتافته از جملهء شتران قربانى با آنچه على مرتضى از يمن آورده بود به صد نفر مىرسيد شصت و سه نفر را بدست مبارك خود قربان فرموده و بقيت را على مرتضى نحر كرد آنگاه حضرت رسالت‌پناه سر تراشيده موى همايون را بميان اصحاب قسمت نمود و گفت كه از هر شترى از شتران قربانى قطعه گوشت در ديگ انداخته پختند و از آن گوشت و شورباى آن باتفاق ياران تناول فرمود و بعد از آن سواره به مكه شتافت و پيش از نماز پيشين همچنين سواره طواف كعبه كرد و نزديك بچاه زمزم رفته دلو آب طلبيد و بياشاميد پس باقى روز شنبه و يكشنبه و دوشنبه و سه‌شنبه در منا اقامت فرمود و در آخر روز سه‌شنبه كه آخر ايام تشريق است بموضع محصب كه آن را بطح نيز خوانند تشريف برد و شب چهارشنبه آنجا بيتوته كرده سحر چهارشنبه باز به مكه رفت و پيش از طلوع صبح طواف وداع نموده از طرف اسفل مكه بيرون خراميد و متوجه مدينه گشته طى مسافت ميفرمود تا به منزل غديرخم كه در نواحى جحفه است رسيد در كشف الغمه مسطور است كه حضرت شفيع الامة صلى اللّه عليه و سلم بعد از وصول بغديرخم در آن موضع