در ميدان قتال نهادند آن جناب بعد از آرايش سپاه بميان معركه رفت و كتاب حضرت رسالت مآب را بر يمنيان خوانده ايشان را بايمان دعوت نمود قبيلهء همدان بيكبار مسلمان شده شاه مردان در آن باب عريضهء به پيغمبر آخر الزمان عليه الصلاة الرحمن در قلم آورد و آنحضرت بعد از وقوف بر مضمون آن مكتوب همايون فرحناك شده سجده شكر الهى بتقديم رسانيد و فرمود كه السلام على اهل همدان از مستقصى و بسيارى از كتب معتبره چنان معلوم مىشود كه تصرف امير المؤمنين حيدر در كنيزك سبى و خبر بردن بريدة بن الحصيب آن قضيه را نزد پيغمبر صلى الله عليه و سلم بروجهى كه سابقا مسطور گشت در اين سفر بوده و باتفاق جميع روات هنوز على كرم الله وجهه در يمن بود كه خير الانام صلى الله عليه و آله الى يوم القيام عزيمت گذاردن حج اسلام را فرموده بجانب مكه نهضت نموده به ثبوت پيوسته كه چون حضرت مقدس نبوى عليه السّلام عزم اقامت مناسك حج جزم فرمود بقبايل عرب پيغام فرستاد كه هركس كه داعيه حج دارد بايد كه بما پيوندد خلق بسيار از اطراف بلاد و ديار در مدينه مجتمع گشتند تا از اول كار همراه سيد ابرار و اخيار بوده آداب حج بياموزند و حضرت رسول صلى الله عليه و سلم بروايتى در روز شنبه بيست و پنجم ذيقعده غسل نموده و فرق همايون را شانه كرده روغن در موى مشك بوى ماليد و بدن مبارك را مطيب ساخته از اثواب مخيط مجرد گردانيد و ازار و ردا پوشيده در مسجد مدينه نماز پيشين گذارد و بذو الحليفه شتافته نماز ديگر را در آن منزل قصر كرد و شتران هدى را اشعار و تقليد نموده بناجية بن جندب اسلمى سپرد و در آن سفر سيدة النساء فاطمه زهرا و امهات مؤمنين به تمام در هودجها نشسته همراه بودند و بروايتى صد و چهارده هزار و بقولى صد و بيست و چهار هزار كس در آن راه به خدمت حضرت رسالتپناه استسعاد يافته زبان بتلبيه گشودند و در اثناء راه از اسماء بنت عميس كه در آن زمان منكوحهء ابو بكر صديق رضى الله عنه بود پسرى متولد گشت و بمحمد موسوم شد اسما از حضرت مصطفى استفسار كرد كه با احرام چه كنم آنحضرت فرمود كه غسل كن و لجام به بند و بر احرام خود ثابت باش و تلبيه ميگوى القصه بعد از قطع منازل و طى مراحل شب يكشنبه چهارم ذى حجه از فر نزول خاتم الانبياء عليه من الصلاة اطيبها غيرت سپهر خضرا گشت و آنحضرت صبح يكشنبه در آن منزل باداء نماز بامداد قيام نموده از طرف اعلى به مكه درآمد و به مسجد الحرام تشريف برد و ساير شرايط زيارت ركن و مقام بجاى آورد و استلام حجر الاسود كرد و در ميان كوه صفا و مروه چنانچه معهود است سعى فرمود آنگاه فرمان داد كه هركس هدى همراه ندارد از احرام بيرون آيد و حلال گردد و در روز ترويه در حين توجه بمنا احرام حج بندد و هركس هدى همراه داشته باشد تا روز نحر بر احرام خود ثابت باشد ابو بكر صديق و عمر فاروق و طلحه و زبير رضى الله عنهم و بعضى ديگر از اصحاب كه هدى مصحوب خود آورده بودند بر احرام باقى مانده سيدة النساء و امهات مؤمنين كه هدى نياورده بودند از احرام بيرون آمدند در اين اثنا على مرتضى رضى اللّه عنه از يمن رسيد و شترى
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 409
مساهمون: غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ص٤٠٩