تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
على كرم الله وجهه را فرمود كه علم را از دست سعد بستاند و نگاه دارد و بروايتى آنكه بپسر او قيس دهد نقلست كه عكرمة ابن ابى جهل و صفوان بن اميه و سهيل بن عمرو با فوجى از اهل شرارت در آن روز سر راه بر خالد بن الوليد گرفته نايرهء جنگ و جدال اشتعال يافت و از مسلمانان كزر بن جابر بن عبد الله فهرى و حبيش بن خالد اشعرى بعز شهادت رسيده از كفار بروايتى بيست و هشت كس كشته گشتند و بقية السيف سلاح انداخته رايت هزيمت برافراختند و رسول مهيمن بيچون در موضع حجون سر و تن از گرد راه شسته زره در پوشيد و خود بر فرق همايون نهاده با اكابر مهاجر و انصار به مسجد الحرام درآمد و زبان معجز بيان به تكبير ملك منان گشاده بيت الله را طواف نموده و نواحى خانه را از لوث اصنام پاك ساخت و هبل را كه اعظم بتان قريش بود جناب ولايتمآب مرتضوى بفرموده حضرت مقدس نبوى بر خاك مذلت انداخت بيت
ز لوث وجود بت و بت‌پرست * * در آن روز بيت الحرم بازرست
در بسيارى از كتب راويان اخبار سيد اخيار صلى الله عليه و آله الاطهار مرقوم اقلام صحت آثار گشته كه مشركان بتى چند بزرگ در موضعى بلند نهاده بودند چنانچه دست به آن نميرسيد و على مرتضى رضى الله عنه بعرض خير الانام صلى الله عليه الى يوم القيام رسانيد كه يا رسول الله پاى مبارك بر دوش من نه و اين اصنام را فرود آر سيد ابرار گفت يا على ترا طاقت ثقل نبوت نيست تو پاى بر دوش من نه و به اين امر قيام نماى و آن جناب پاى بر كتف مبارك آنحضرت نهاده آن بتان را پايان انداخت نقلست كه در آنوقت رسول صلى الله عليه و سلم از امير پرسيد كه خود را چون مييابى جوابداد كه يا رسول الله چنان مىبينم كه حجب مكشوف گشته و گوئيا سر من بساق عرش مجيد ميسايد و بهرچه دست دراز كنم به پنجه اقتدار من درمىآيد آنحضرت فرمود كه ايعلى خوشا وقت تو كه كار حق ميكنى و خوشا حال من كه بار حق ميكشم و روايتى آنكه فرمود يا على عليه السّلام رسيدى به آنچه ميخواستى جواب داد كه بلى يا رسول الله بخدائى كه تو را مبعوث گردانيده كه چنان پندارم كه اگر قصد كنم دست به آسمان رسانم آنگاه شاه مردان خود را بر زمين انداخت و تبسم نمود سيد عالم صلى الله عليه و سلم فرمود كه يا على سبب خنده چيست گفت يا رسول الله مرا تعجب آمد كه از همچنين جاى بلند خود را بيفكندم و هيچ‌گونه المى به من نرسيد حضرت مقدس نبوى صلى الله عليه و سلم فرمود چگونه الم به تو رسد كه بردارندهء تو سيد المرسلين بود و فرود آورندهء تو جبرئيل امين و اين چند بيت زاده طبع يكى از شعراى عربست كه درين قضيه نظم نموده شعر
قيل لى قل لعلى مدحا * * ذكره يخمد نارا موصده * قلت لا اقدم فى مدح امرئى ضل ذو لب الى ان عبده * * و النبى المصطفى قال لنا * ليلة المعراج لما صعده * * وضع الله بظهرى يده * فاحس القلب ان قد برده * * و على وضع اقدامه * فى محل وضع الله يده
آنگاه حضرت رسالت‌پناه كليد در بيت الله را از عثمان بن طلحة بن ابى طلحه گرفت و در خانه را گشاده بعد از محو صورى كه بر ديوار آن مقام بزرگوار كشيده بودند بدانجا درآمد و باداء نماز و عرض و نياز قيام نموده بيرون خراميد و در آستانه خانه ايستاده عضادتين