تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
صلى اللّه عليه و سلم بجمع كردن لشكر و ترتيب ما يحتاج سفر مشغولست غالب ظن من آنست كه مقصد آنحضرت غير مكه جائى نيست خواستم كه مرا بر شما حقى ثابت گردد بنابرآن اين مكتوب نوشتم و السلام و اين كتابت را بزنى داد تا در موى خود پنهان كرده روى به مكه نهاد و سيد المرسلين باخبار جبرئيل امين ازين معنى واقف شده على مرتضى و زبير بن العوام را رضى اللّه عنهما فرمود كه برويد تا روضهء جناح و در آن موضع زنى را خواهيد يافت كه مكتوبى مصحوب اوست آن نوشته را از وى گرفته بياوريد و چون على و زبير به آن زن رسيدند و طلب نامه نمودند انكار كرد و ايشان شرايط تفحص بجاى آورده از آن مكتوب اثر نيافتند بالاخره على مرتضى كرم اللّه وجهه گفت به خدا سوگند كه رسول خدا با من دروغ نگفته و شمشير از نيام بيرون آورده آنضعيفه را بقتل تهديد نمود لاجرم ترسيده مكتوب را از ميان موى سر خود بيرون آورده بآنجناب تسليم كرد و چون آن كتابت به نظر انور حضرت رسالت رسيد حاطب را طلبيده پرسيد كه ترا چه چيز بر تحرير اين مكتوب باعث آمد حاطب گفت يا رسول اللّه به خدا سوگند كه بر جادهء متابعت تو ثابت و راسخم و غرض من از نوشتن اين نامه آن بود كه حقى بر قريش ثابت كنم تا بمحافظت عيال و اموال من كه در مكه‌اند قيام نمايند و رسول صلى اللّه عليه و سلم تصديق سخن حاطب كرده عمر گفت يا رسول اللّه اجازت فرماى تا گردن اين منافق را بزنم و آنسرور در تسكين عمر كوشيده گفت او از اهل بدر است القصه حضرت مقدس نبوى صلى اللّه عليه و سلم بعد از ترتيب لشكر و تهيهء ما يحتاج سفر ابن ام مكتوم يا ابو ذر غفارى را در مدينه خليفه گذاشت و بقولى در ماه مبارك رمضان رايت نصرت نشان بجانب مكه مباركه برافراخت و بر سر چاه ابو عتبه بعرض لشكر هدايت اثر اشتغال نموده از مهاجر هفتصد مرد در حيز شمار آمد و سيصد سر اسب در ميان ايشان بود و از انصار چهار هزار ملازم موكب ظفر آثار بودند و پانصد سر اسب داشتند و از قبيله مزنيه هزار نفر آمده بودند كه صد زره و صد اسب در ميان ايشان بود و از مردم اسلم چهارصد مرد بملازمت سيد عالم اختصاص يافته بودند و از بنى كعب پانصد كس شمرده شده خواجه كاينات از آن موضع نهضت فرمود چون به منزل فدك رسيد قرب هزار مرد نيزه گذار كه اكثر بر اسب سوار بودند از بنى سليم بسپاه نصرت شعار پيوستند و همچنين از اطراف و جوانب ديار عرب متابعان سيد المرسلين بمعسكر ظفر اثر ملحق مىگشتند چنانچه بروايت اقل عدد آن سپاه بده هزار رسيد و چون ذو الحليفه يا بيوت السقيا بيمن مقدم سيد عالم صلى الله عليه و سلم رشك‌افزاى اين سبز طارم گشت عباس رضى الله عنه از جانب مكه تشريف آورده ملازم ركاب سعادت انتساب شد و مقارن آن حال ابو سفيان بن الحارث بن عبد المطلب و عبد اللّه بن ابى اميه كه آن يك پسر عم و اين يك پسر عمه رسول صلى اللّه عليه و سلم بود بتقبيل انامل همايون سرافراز شده ايمان آوردند و پيغمبر آخر الزمان بعد از طى چند مرحله بمر الظهران كه بر چهار فرسخى مكه است رسيده شب در آن منزل توقف نموده و فرمود