برميان بسته حضرت رسالت نيز گاهى به آن امر مشغولى مينمود و در عرصهء شش روز آن كار صفت اتمام يافته در ايام مذكوره معجزات غريبه از حضرت خير البريه عليه السّلام و التحية بحيز ظهور آمد از جمله آنكه در آن اثنا كه اهل اسلام بحفر خندق قيام مينمودند روزى سنگى بزرگ پيدا شد كه در غايت صلابت بود چنانچه هر تيشه كه بر آن زدند بشكست و رسول صلى الله عليه و آله و سلم از اين صورت آگاهى يافته بنفس نفيس بدان مكان تشريف برد و ميتين بر سنگ زده برقى از آن بدرخشيد و سنگ شكافته گرديد و رسول صلى الله عليه و سلم زبان بتكبير گشاده مسلمانان موافقت كردند و در ضرب دوم نيز برقى از سنگ لامع گشته باز رسول صلى الله عليه و سلم زبان بتكبير بگشاد و اصحاب هم تكبير گفتند و در ضربت سيم سنگ قطعهقطعه شده و كرت ديگر برقى از آن درخشيده سنگ شكاف شكاف گرديد رسول صلى الله عليه و سلم تكبير گفت و مسلمانان موافقت كردند آنگاه حضرت رسالتپناه ( ص ) بسلمان فارسى ملتفت گشته سلمان رضى الله عنه گفت يا رسول الله چيزى مشاهده كردم كه هرگز مثل آن نديده بودم رسول صلى الله عليه و سلم صحابه را گفت آنچه سلمان ديد شما ديديد گفتند بلى يا رسول الله آنحضرت فرمود كه در وقت لمعان برق اول قصرهاى حيره و مدائن را مانند دندانهاء كلاب به من نمودند جبرئيل مرا خبر داد كه امت من بر آنجا استيلا خواهند يافت و در روشنى دوم قصور شام را بصفت مذكور ديدم و جبرئيل مرا اخبار كرد كه آن موضع در تصرف امت من قرار خواهد گرفت و در وقت جستن برق سيوم قصرهاء صنعاء يمن را هم بدان صفت به من نمودند و جبرئيل مرا اخبار كرد كه آن موضع در تصرف امت من قرار خواهد گرفت و اهل اسلام از استماع اين بشارت مبتهج و مسرور شده منافقان بر زبان آوردند كه محمد بوعدهء فتح عراق و شام و يمن اصحاب خود را مغرور مىسازد و حال آنكه از خوف مشركان قريش در گرد مدينه خندق فرو مىبرد و بعقيدهء شيخ سعيد كازرونى آيت
( وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً )
در آن باب نازل شد و از آنجانب چون كفار در نواحى مدينه منزل گزيدند حيى بن اخطب بقلعهء بنى قريظه كه در عهد و پيمان پيغمبر صلى الله عليه و سلم بودند رفت و با كعب بن اسد كه كلانتر آن طايفه بود ملاقات نمود و او را بر نقض عهد باعث گشته چندان شيطنت كرد كه بنى قريظه در خلاف شرف دودمان عبد مناف با او موافق شدند و پس از آنكه خبر شكستن پيمان آن جهودان بىايمان در ميان مسلمانان اشتهار يافت خوفى عظيم و هراس بيقياس بر خواطر ايشان سمت استيلا پذيرفت و مقارن آن حال نواصى خيول مشركان نمايان شده مالك بن عوف و عيينة بن حصن با بنى اسد و غطفان و فزاره از بالاى وادى شرقى مدينه درآمدند و قريش و بنى كنانه از پايان وادى پيدا شدند و از عدت و ابهت و كثرت و شوكت كافران دلهاء ضعفاء اهل اسلام از جاى رفت و چشمهاى ايشان خيره گشت ( كما قال الله سبحانه و تعالى
إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا
الى آية ) بعد از آنكه وفود احزاب و جنود