اشعرى مرويست كه گفت من با جمعى از ياران خويش در آن سفر بودم و پايهاء ما مجروح شده رقعها و وصلها بر آن بستيم بنابرآن غزوه را ذات الرقاع گفتند و اين روايت دلالت بر آن مىكند كه اين غزوه بعد از فتح خيبر وقوع يافته باشد زيرا كه ابو موسى پس از آن فتح از حبشه بملازمت حضرت رسالتپناه صلى الله عليه و سلم رسيد بناء على هذا بعضى از افاضل متأخرين در مؤلفات خود نوشتهاند كه مىتواند بود كه غزوهء ذات الرقاع دو نوبت واقع شده باشد القصه چون رسول صلى الله عليه و سلم نزديك بمساكن اهل ضلال رسيد بوضوح انجاميد كه رجال بقلل جبال گريخته نسوان در آن منازل ماندهاند و چون توهم آن بود كه اگر مسلمانان غافل شوند مشركان از كوه فرود آمده دست باستعمال سيف و سنان بگشايند رسول صلى اللّه عليه و سلم در آن موضع نماز خوف گذارد و اين اول نماز خوفى بود كه در اسلام گذارده شد و مدت اين سفر پانزده شبانروز كشيده حضرت رسالت مآب در ضمان صحت و عافيت بمدينه مراجعت فرمود و روايتى كه در روضة الاحباب مسطور است وقوع اين غزوه در سال ششم از هجرت بود و اللّه تعالى اعلم و از جملهء وقايع سال پنجم ديگرى غزوه دومة الجندل است و دومة الجندل بضم دال به اعتقاد صاحب مستقصى نام موضعى است كه از آنجا تا كوفه ده مرحله است و تا دمشق نيز ده مرحله سبب اين غزوه آنكه بمسامع خير البريه صلى اللّه عليه السّلام و التحية رسيد كه حاكم آن موضع مذكور اكيدر بن عبد الملك كه نصرانى بود و در تحت طاعت قيصر بسر مىبرد لشكرى جمع كرده عزيمت مدينه دارد بنابرآن نبى آخر الزمان سباع بن عرفط را در مدينه خليفه ساخته با هزار نفر علم توجه برافراخت و در اثناء راه مراعى و مواشى مخالفان بدست افتاده چون اين خبر به گوش اهل دومة الجندل رسيد متفرق گشتند و حضرت رسالت روزى چند در دومة الجندل رحل اقامت انداخته سرايا به اطراف و جوانب فرستاد و در ضمان فتح و تأئيد بمدينه مكرمه مراجعت فرمود و ديگرى از وقايع اين سال غزوه مريسيع است كه آن را غزوهء بنى المصطلق نيز گويند مصطلق لقب خزيمة بن سعد بن عمير بن ربيعة بن حارثة بن عمرو است و حارثه عبارت از خزاعه است و چنانچه در مقصد اقصى مذكور است مريسيع آبيست در خزاعه ميان مكه و مدينه قريب بساحل القصه در سال پنجم از هجرت بسمع مبارك حضرت رسالت عليه السّلام و التحية رسيد كه پيشواى بنى المصطلق حارث بن ابى ضرار لشكر جرار فراهم آورده با اهل اسلام داعيهء محاربه دارد لاجرم آن حضرت كارسازى سپاه نصرت دستگاه نموده رايت مهاجرين را بعلى مرتضى رضى اللّه عنه داد و علم انصار را بسعد بن عباده تفويض فرمود و عمر بن الخطاب را در مقدمه تعيين كرد و بر ميمنة زيد بن حارثه را گماشت و بر ميسره عكاشة بن محصن را بازداشت و به اين ترتيب و آئين متوجه اعداء دين گشته در آن سفر بسيارى از منافقان بطمع اخذ غنيمت همراه شدند و در ميان سپاه اسلام سى سر اسب بود ده سر از مهاجران و بيست سر از انصار و از امهات مؤمنين عايشه و ام سلمه در آن غزوه بشرف مصاحبت
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 357
مساهمون: غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ص٣٥٧