تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
رسول صلى اللّه عليه و سلم اين معنى را قبول ننمود و باوجود غايت حرارت هوا كوچ فرمود تا آن گفت‌وشنود درميان نيايد و سعد بن معاذ با اسيد بن حضير رضى الله عنه در وقتى كه آنحضرت بر ناقه قصواء سوار شده به خدمت رسيده پرسيد يا رسول اللّه سبب حركت در اين وقت چيست آن حضرت سخنان ابن ابى سلول را به دو گفته كيفيت رنجش خاطر همايون بسمع نامبارك عبد اللّه رسيد و بنابر نصيحت بعضى از انصار بملازمت سيد ابرار شتافت و زبان بانكار گشاده تكذيب زيد بن ارقم نمود و جمعى از مدنيان گفتند يا رسول اللّه سخن كودكى را دربارهء بزرگ شهر ما باور نتوان كرد و رسول صلى اللّه عليه و سلم عذر عبد اللّه را پذيرفته انصار ابواب ملامت بر روى زيد ابن ارقم گشادند و او محزون گشته سورهء
( إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ )
در باب تصديق سخن او نازل شد و اكابر انصار زبان سرزنش بر آن خاكسار دراز كردند و همدرين سفر در صبحى كه بسبب فقدان گردن بند عايشهء صديقه رضى اللّه عنها حضرت رسالت مآب صلى اللّه عليه الى يوم الحساب در منزل بىآب توقف كرده بود و وقت نماز در رسيد آيت تيمم نزول يافت و حديث افك هم درين سفر شايع گشت و بعد از وصول حضرت رسالت مآب بمدينهء طيبه آياتى كه مشتمل است بر بطلان آن بهتان فرود آمده جمعى كه آنسخنان از ايشان صادر گشته بود بتعزير شرعى مؤدب شدند و در همين سال رسول خداوند ذو الجلال زينب بنت جحش را كه سابقا در حبالهء زيد بن حارثه رضى اللّه عنه بود داخل امهات مؤمنين گردانيد و در روز عروسى او آيت حجاب نازل گرديد و بقول اكثر اهل سير هم درين سال غزوهء خندق كه آن را حرب احزاب نيز گويند وقوع يافت و در آن غزوه عمرو بن عبدود بر دست على مرتضى كرم اللّه وجهه كشته شده بقعر جهنم شتافت مفصل اين مجمل آنكه چون يهود بنى نضير از وطن مألوف جلا شده جدا از معاون و نصير در قلاع خيبر رحل اقامت انداختند و بعضى از اشراف ايشان مثل حيى بن اخطب و سلام بن ابى الحقيق و كنانة بن الربيع شب‌وروز در اين انديشه بودند كه آيا بچه كيفيت از اهل اسلام انتقام بكشند آخر الامر بيست نفر از آن قوم به مكه رفته با ابو سفيان و موافقان او بر مخالفت حضرت رسالت عليه السّلام و التحية عهد بستند بعد از آن بقبيله غطفان و بنى قيس غيلان شتافته آن قوم را نيز با خود متفق ساختند و همچنين بقبايل ديگر توجه نموده همين عمل بجاى آوردند و ابو سفيان لشكر شيطان را جمع كرده با چهار هزار نفر كه هزار و پانصد شتر و سيصد اسب داشتند از مكه بيرون آمد و در مر الظهران عيينة بن حصن سردار بنى غطفان و فزاره و طليحة بن خويلد پيشواى بنى اسد و حارث بن عوف سردار بنى مره و برة بن طريف مقتداء قوم اشجع و امثال ايشان با لشكرهاى آراسته بقريش پيوستند و باتفاق متوجه مدينه گشتند و چون اينخبر بسمع شريف خير البشر صلى اللّه عليه و آله و سلم رسيد بعد از تقديم مشورت باستصواب سلمان فارسى رضى اللّه عنه خاطر انور بر كندن خندق قرار يافت و با سه هزار نفر از مهاجر و انصار بدامن كوه سلع كه متصل مدينه است حفر خندق را پيش نهاد همت عالى نهمت ساخت و مسلمانان بجد تمام كمر جد و اجتهاد