كه امروز اين ملتمس درجهء قبول نمييايد مگر آنكه اسلحهء خود را بگذاريد و از اموال آن مقدار كه مواشى شما برتواند داشت ببريد و بقيه را رها كنيد جهودان از غايت اضطرار به اين معنى راضى شده جلاء وطن اختيار كرده بعضى بقلاع خيبر رفتند و برخى در اطراف آفاق پراكنده گشتند و همدرين سال غزوهء بدر موعد كه آن را غزوهء بدر صغرى نيز گويند واقع شد بيان اينسخن آنست كه چون در روز احد ابو سفيان با مسلمانان گفته بود كه سال ديگر در ميان ما و شما موعد ملاقات بدر است و يكى از اصحاب بموجب فرموده حضرت رسالت مآب جوابداد كه آرى اگر خدا خواسته باشد چون زمان وعده نزديك رسيد رسول صلى اللّه عليه و سلم عبد اللّه بن رواحه را در مدينه خليفه گذاشته لواء ظفر انتما بعلى مرتضى رضوان اللّه تعالى عنايت فرمود و با هزار و پانصد كس از مهاجر و انصار كه ده اسب داشتند متاع تجارت برگرفته بجانب بدر توجه نمودند و ابو سفيان با دو هزار مرد كه پنجاه اسب همراه ايشان بود از مكه بيرون آمده تا مر الظهران بشتافت اما چون در ميان مشركان عسرت بينهايت بود چنانچه به غير سويق چيزى نداشتند كه تغذى نمايند از آن عزيمت پشيمان شده مراجعت كردند و اهل اسلام هشت روز در بدر توقف فرموده و امتعه تجارت ببهاء تمام فروخته بمدينهء طيبه بازگشتند و در همين سال شرب شراب بر امت خير الانام ( ص ) حرام شد و آيت
( إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ )
نازل گشت و بروايتى در سال ششم و بقولى در سال هفتم تحريم خمر سمت تحقق پذيرفت و هم در سال چهارم از هجرت فاطمهء بنت اسد بن هاشم كه والدهء امير المؤمنين على بود برياض رضوان انتقال نمود و اينمعنى موجب ملال ضمير انور حضرت مقدس نبوى و جناب ولايت مآب مرتضوى گشته آنحضرت جامهء مبارك خود را كفن فاطمه كرد و بر وى نماز گذارده جسدش را در بقيع دفن فرمود و در همين سال ابو سلمة بن عبد الاسد مخزومى وفات يافت و رسول صلى اللّه عليه و سلم زوجهء ابو سلمه ام سلمه را كه دختر عمه آنحضرت بود بعد از انقضاء ايام عدت به عقد خود درآورد
ذكر وقايع سال پنجم از هجرت حضرت رسالت مآب ( ص ) و بيان غزوهء مريسيع و حرب احزاب
بروايت بعضى از اهل سير غزوهء ذات الرقاع درين سال واقعشده و سبب اين غزوه آنكه شخصى بمدينه خبر آورد كه بنى انمار و ثعلبه لشكرى جمع كرده قصد اهل اسلام دارند و خير الانام عليه الصلواة و السلام براينمعنى مطلع گشته امير المؤمنين عثمان بن عفان را در مدينه خليفه گذاشته با چهارصد كس يا هفتصد كس جهة دفع شر كفار توجه فرمود و وجه تسميهء ذات الرقاع بروايتى آنست كه نزديك به آن موضع كه مسكن كافران بود كوهى است كه قطعه از اجزاء آن سرخ واقع شده و قطعهء سياه و قطعهء سفيد و قولى آنكه از ابو موسى