مدينه نهاد و صباح روز ديگر قريش ازين واقعه آگاه شده هفتاد كس را از عقب زبير و مقداد فرستادند و آنجماعت چون بديشان رسيدند زبير از اسب فرود آمده حبيب را بر زمين نهاد و فى الحال زمين شق شده او را فرو برد و كفار اين امر بديع را مشاهده كرده چون ميدانستند كه بر زبير و مقداد زود ظفر نميتوانند يافت بصوب مكه بازگشتند گويند كه سفيان بن خالد بكشتن عاصم و اصحاب او خورسند شده بجمع آوردن سپاه پرداخت تا بمحاربه حضرت رسالتپناه ( ص ) شتابد و پرتو اينخبر بر پيشگاه ضمير انور خير البشر تافته شخصى را كه موسوم بعبد اللّه بن انيس بود بفرستاد تا در شبى كه آن شرير بخواب غفلت رفته بود سر پر شر او را از تن جدا ساخت و در اواخر همين سال يا اوائل سال چهارم خبر بمدينه رسيد كه طليحه و سلمه پسران خويلد مردم بنى اسد را بر جنگ حضرت مصطفى صلى الله عليه و سلم تحريص مينمايند و داعيه دارند كه نواحى يثرب را تاخت كنند بنابر آن آنحضرت ابو سلمة بن عبد الاسد مخزومى را با صد و پنجاه كس از مهاجر و انصار بدان جانب فرستاد و ابو سلمه وليد بن زهير طائى را دليل خويش ساخته از بيراهه تا حدود قطن كه آبيست از آبهاى بنى اسد رفته و سه غلام آن قبيله را كه برعى اغنام قيام مينمودند اسير كرد و بنى اسد اينخبر يافته از منازل خود بمواضع حصين گريختند و ابو سلمه بدانجا شتافته آنچه توانست از شتر و گوسفند بحيطهء تصرف در آورد و بعد از انقضاء ده روز سالما غانما بملازمت حضرت رسالت عليه السّلام و التحية رسيد
ذكر وقايع سنهء اربعه
در اوايل اين سال خير البرايا عليه افضل التحايا بنابر التماس ابو براء عامر بن مالك كه او را ملاعب الاسنه ميگفتند هفتاد تن از زهاد صحابه را كه عامر بن فهيره و حارث بن صمه و حزام و سليم پسران ملحان و عمرو بن اميه ضمرى از آن جمله بودند بهدايت و ارشاد اهل نجد مأمور گردانيده منذر بن عمرو ساعدى را بامارت ايشان تعيين كرد و چون اين گروه قطع منازل و طى مراحل نموده به بئر معونه رسيدند عامر بن الطفيل كه برادر زاده ملاعب الاسنه بود از غايت شقاوت جمعى كثير از بنى سليم و عطيه و رعل و ذكوان فراهم آورده بيك ناگاه بر سر اصحاب هدايتپناه تاخته غير عمرو بن امية ضمرى همه را شهيد ساخت و عمرو بجانب مدينه شتافته در اثناء راه به دو مشرك كه از قبيلهء عامر بن الطفيل بودند بازخورد و چون ايشان در خوابشدند هردو را كشته بعد از آنكه بمدينه رسيد كيفيت واقعه را بعرض رسانيد سيد الانبياء عليه من الصلاة انماها بر فوت اصحاب هدايت انتساب تأسف خورده جهة قتل آندو عامرى عمرو را بسهو و خطا منسوب داشت و فرمود كه آندو شخص در امان من بودند و حالا اداء ديت ايشان واجبست نقلست كه چون ابو براء از كيفيت حادثه آگاهى يافت بغايت محزون و متألم شد و بدان سبب هم در آن ولا بعالم آخرت انتقال نمود و حضرت رسالتپناه در شأن عامر بن الطفيل دعا فرموده گفت كه ( اللهم اكفنى عامرا )