تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
ندانستند كه او چه ميگويد و از جملهء هفتاد نفر ديگرى عبد الله بن جبير بود و جمعى كه با او در محافظت شكاف عينين ثبات قدم ورزيده بودند و اسامى تتمه شهداء از كتبى كه در تحرير اين مختصر در نظر بود بوضوح نه پيوست بنابرآن مرقوم كلك بيان نگشت بعضى از علما را عقيده آنكه خاتم الانبياء عليه من الصلاة انماها بر حمزه رضى الله عنه نماز گذارد و جنازهء هريك از شهدا را كه مىآوردند پهلوى سيد الشهداء نهاده باداء صلوة قيام مينمود چنانچه هفتاد كرت بر حمزه نماز گذارده شد و قولى آنكه آنحضرت بر شهيدان احد نماز نگذارد و مجتهدان مذهب امام شافعى ترجيح اين روايت كرده‌اند و باتفاق ارباب اخبار شهداء را بى از آنكه بشويند در همانموضع دفن فرمودند و در آخر همان روز حضرت مقدس نبوى صلى اللّه عليه و سلم بمدينه مراجعت فرمود و در اثناء راه بهر قبيله كه ميرسيد مردان و زنان بر سر راه آمده بر صحت ذات اعجاز صفات آنحضرت شكر الهى بتقديم ميرسانيدند و ميگفتند كه هر مصيبت كه غير مصيبت تست سهل و آسانست و حال آنكه اكثر آنجماعت مصيبت‌زده بودند به ثبوت پيوسته كه در روز دوم از واقعهء احد كه يكشنبه بود خبر بمدينه رسيد كه ابو سفيان با متابعان از مراجعت بجانب مكه پشيمان شده و باز به خيال قتال عزيمت مدينه نموده بنابراين آن نبى آخر الزمان لواء ظفر انتما را بعلى مرتضى داده با همانجماعت كه در احد همراه موكب همايون بودند بعزم مقاتله اعداء توجه فرموده تا منزل حمراء الاسد تشريف برده اشارت كرد كه در معسكر نصرت اثر در آنشب در پانزده موضع آتش افروختند و معبد بن ابى معبد خزاعى كه باوجود كفر نسبت به حضرت رسالت دم از اخلاص ميزد و در آنوقت به مكه ميرفت با ابو سفيان و حزب شيطان ملاقات نموده ايشان را از حرب مسلمانان بترسانيد و گفت كه محمد با جمعى كثير از مهاجر و انصار به نيت انتقام شما متوجه است و من او را در حمراء الاسد گذاشتم و كفار از استماع اينخبر متوهم شده فى الحال بر جناح استعجال بجانب مكه روانشدند و اين معنى بر ضمير انور خير البشر واضح گشته در صحت و عافيت بمدينه طيبه شتافت روايتست كه در حمراء الاسد ابو عزة شاعر و معاوية بن المغيره را مسلمانان گرفته نزد رسول صلى الله عليه و سلم آوردند و چون ابو عزة در وقتى كه اهل بدر او را اسير كرده بودند در مجلس اشرف نبوى عهد نموده بود كه ديگر بر جنگ حاميان حوزهء دين اقدام ننمايد و دفتر عهد و پيمان را بر طاق نسيان نهاده در روز واقعهء احد همراه كفار بود سيد ابرار صلى اللّه عليه و آله الاخيار بقتل او حكم فرمود و او به زبان تضرع و زارى مخلص خود را مسألت كرد آنحضرت گفت كه ( لا يلدغ المؤمن من حجر واحد مرتين ) و عاصم بن ثابت او را گردن زده عثمان بن عفان رضى اللّه عنه زبان بشفاعت معوية بن المغيره بگشاد و حضرت خير البريه معاوية بن المغيره را امان داد اما فرمود كه اگر بعد ازين تاريخ بسه روز او را در مدينه يابيد بكشيد و بر طبق آيت
( فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ ) *
در روز چهارم از اين شريطه آنخون گرفته را در مدينه ديدند و زيد بن حارثه و عمار بن ياسر بفرموده سيد عالم او را بقتل