تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
ريزريز شده و ساير مشركان بيمن اجتهاد بعضى از مجاهدان دين كه اسامى ايشان سبق ذكر يافته مقتول گشتند اما از مسلمانان در آن معركه بروايتى هفتاد نفر و بقولى شصت و پنج كس بسعادت شهادت استسعاد يافتند و از آن جمله چهار نفر از مهاجرين بودند و باقى از انصار و يكى از شهداء مهاجرين عم سيد المرسلين حمزة بن عبد المطلب است رضى الله عنه كنيت او ابو يعلى بود و بعضى ابو عماره گفته‌اند در نسخ معتبره از وحشى كه قاتل آن جناب بود مرويست كه گفت من غلام جبير بن مطعم بن عدى بودم و در روز بدر عم خواجه من طعيمة بن عدى بر دست حمزه كشته گشته بود بنابرآن جبير در وقت توجه بجانب احد به من گفت اگر تو حمزه را بقتل رسانى آزاد باشى و در اثناء راه گاهى هند نيز جهة انتقام كشيدن پدر خويش عتبه مرا بدان امر تحريض كردى و گفتى كه اگر اين كار بدست تو تمشيت پذيرد بتربيت من اختصاص يا بى و در روز احد در وقتى كه نايرهء قتال اشتعال يافت من بمعركه رفته حمزه را ديدم كه مانند شتر مست بميدان درآمد و صفوف مشركان را برهم زده در آن حال سباع بن عبد العزى خزاعى كه مادرش در مكه باختنان نسوان قيام نمودى در برابر مسلمانان شتافته مبارز خواست حمزه رضى الله عنه سر راه بر سباع گرفته نخست او را بحرفت مادرش سرزنش كرد آنگاه بضرب تيغ جسد آن ملعون را بر خاك افكنده طعمهء سباع گردانيد و من در پس سنگى در كمين نشستم تا حمزه رضى الله عنه نزديك بدانجا رسيد پس حربه‌اى به طرف وى انداختم و آن تيغ بر زير ناف آن زبدهء آل عبد مناف آمده از جانب ديگر سر بدر كرد و او متوجه من شده همان لحظه از پاى درآمد و بعد از آن هند بسر وقت حمزه رسيد و گوش و بينى او را بريد و جگرش بيرون آورده بمكيد نقلست كه بعد از مراجعت اهل ضلالت بجانب مكه در وقتى كه ارباب هدايت بتفحص حال شهدا قيام نمودند حضرت رسالت فرمود كه حال حمزه چيست كه او را نمىبينم على مرتضى رضى الله عنه بجست‌وجوى عم خود مشغول شده ناگاه جسد مباركش را افتاده ديد اشك بر عارض همايونش فرو دويده آنحضرت را بر صورت واقعه مطلع گردانيد رسول صلى الله عليه و سلم بنفس نفيس بدانجا شتافته چون عم خويش را مثله كرده يافت بغايت محزون گشت و گفت ( مما وقفت موقفا قط اغيظ لى من هذا ) پس قسم ياد فرموده بر زبان وحى بيانش جارى شد كه چون بر قريش دست يابم هفتاد كس را از ايشان مثله كنم جبرئيل نازل گشته اين آيت آورد كه
( وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ )
رسول صلى الله عليه و سلم فرمود كه صبر ميكنم و از سر آنعزيمت درگذشته كفارهء سوگند داد و در سير السلف مذكور است كه حمزه رضى الله عنه از حضرت رسالت صلى الله عليه و سلم دو سال اسن بود و مؤلف اعمار الاعيان مدت عمرش را پنجاه و نه سال گفته است و الله اعلم و از جملهء شهداء مهاجرين ديگرى عبد الله بن جحش اسدى است و او پسر عمهء خير البريد عليه السّلام و التحية بوده زيرا كه مادرش دختر عبد المطلب است مسماة بامية نقلست كه در صباح روزيكه حرب احد بوقوع پيوست عبد الله مناجات كرد كه خدايا درين جنگ