غنيمت عنان بمعركه تافتند و خالدين الوليد و عكرمة بن ابى جهل اينمعنى را دانسته بيك ناگاه بر سر عبد الله راندند و او را با رفقا شهيد ساخته از پس پشت سپاه اسلام درآمدند و تيغ كين آخته صورت غلبه ايشان را دست داد و فوجى از مسلمانان كشته گشته زمرهء بوادى فرار شتافتند چنانچه بروايتى كه در كتاب مذكور مسطور است زياده از چهارده نفر كسى در ملازمت حضرت رسالت عليه السّلام و التحية نمانده و از آن جمله هفت نفر از مهاجر بودند و هفت كس از انصار و اسامى مهاجرين برين موجبست على ابن ابيطالب ابو بكر بن قحافه عبد الرحمن ابن عوف سعد بن ابى وقاص زبير بن العوام طلحة بن عبيد الله ابو عبيدة بن الجراح و نامهاى انصاريان اين است حباب المنذر - ابو دجانه - عاصم بن ثابت - حارث بن صمه - سهل بن حنيف - اسيد بن حضير - سعد بن معاذ و بعضى بجاى ابن معاذ و اسيد بن حضير سعد بن عباده و محمد بن مسلمه را نوشتهاند و از اين چهارده عزيز هشت كس بر موت با يكديگر بيعت كرده عهد بستند و اين هشت كس عبارتست از امير المؤمنين على و طلحه و زبير و ابو دجانه و حارث بن صمه و حباب بن المنذر و عاصم بن ثابت و سهل بن حنيف و ايشان در مقاتلهء مشركان آثار مردانگى بظهور آورده باوجود كثرت اعدا آسيبى بذات هيچكس از نامبردگان نرسيد و ايضا در كشف الغمه مسطور است كه در روز احد چون اهل اسلام از هجوم جنود اصحاب ظلام انهزام يافتند خير الانام عليه الصلاة و السلام از على مرتضى رضى اللّه عنه پرسيد كه چرا با قوم در امر فرار اتفاق اختيار نكردى على مرتضى جوابداد كه چگونه بروم و ترا تنها بگذارم به خدا سوگند ازين موضع قدم فراتر ننهم تا كشته شوم يا آنكه ايزد تعالى ايجاز وعدهء خويش كند آنحضرت فرمود كه ايعلى حق عز و علا وفاكنندهء وعدهء خود است آنگاه سه طايفه از كفار متعاقب يكديگر متوجه خير البشر شده هربار حيدر كرار باشارت آنحضرت شر ايشان را به زخم ذو الفقار مندفع گردانيد و از فرقهء اول هشام بن امية المخزومى و از زمرهء ثانيه عمرو بن عبد اللّه الجمحى و از فوج ثالث بشر بن مالك عمرى را بقتل رسانيد به صحت پيوسته كه در آن روز كه حيدر كرار بدفع اشرار كفار ذو الفقار اعجاز آثار آخته بود و لواء سعى و اجتهاد برافراخته از جانب آسمان ندائى به گوش همگنان رسيد كه ( لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار ) و بقولى قائل اين كلام جبرئيل بود عليه السّلام و بروايتى رضوان خازن بهشت و ايضا در آن روز وقتى كه بموجب فرموده سيد المرسلين امير المؤمنين و امام المسلمين عليه السّلام بر جمعى كثير از ابطال مشركين حمله كرده سلك جمعيت ايشان را از هم بگسيخت جبرئيل گفت يا رسول اللّه ملائكه تعجب مينمايند از حسن مواسات و جوانمردى على عليه السّلام فقال رسول صلى اللّه عليه و سلم ( ما يمنعه من ذلك و هو منى و انا منه فقال جبرئيل عليه السّلام انا منكما ) در اكثر كتب سير مسطور است كه در معركهء احد خير البشر بنفس نفيس مباشر امر قتال گشته نظم
در آن روز از دست برد قضا * * بدندان آن سرور ابنيا *
يكى سنگ خورد و شكستى رسيد * * شد از عقد در لعل و مرجان پديد
و بروايت اصح