تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
است كه در روز احد جمعى ديگر از صحابه مثل ابو عبيدة بن الجراح و طلحة بن عبيد اللّه و ابو طلحهء انصارى نيز لوازم شجاعت و پردلى بتقديم رسانيدند و دو انگشت طلحه رضى اللّه عنه به زخم تيغ ابن قميه يا صابت بن مالك بن زهير جشمى از كار بازماند القصه چون قتال اهل ضلال بنهايت انجاميد حضرت خير البريه عليه السّلام و التحية با جمعى از صحابه كه مجتمع گشته بودند بشعب احد درآمد و هند بنت عتبة بن ربيعه كه زوجهء ابو سفيان و مادر معويه بود باتفاق ساير نسوان قريش فضاى ميدان را از مردان شمشيرزن خالى ديده و بر سر شهداء شتافتند و به غير از حنظلة بن ابى عامر راهب كه ملقب بغسيل الملائكه است تمامى شهيدان را مثله ساختند و هند جگر عم خير البشر حمزه را از شكمش بيرون آورده بمكيد بنابرآن او را آكلة الاكباد ميگفتند و بعد از اين قضايا ابو سفيان و اتباع او را داعيهء رجوع به مكه پيدا شده نخست ابو سفيان نزديك بشعب احد آمد و فرياد بركشيد كه محمد در ميان قوم هست يا نى و باشارت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلم اصحاب ساكت بوده ابو سفيان باز آواز برآورد كه آيا پسر ابو قحافه زنده است يا نى و هيچكس بجواب زبان نگشاده نوبت ديگر گفت آيا پسر خطاب چه حال دارد و اين كرت نيز جواب نشنيده روى بمردم خود آورده گفت اينجماعت كه نام بردم همه كشته گشته‌اند عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه از استماع اين مقال بىتحمل شده بآواز بلند گفت اى دشمن خداى اين كسانى كه نام بردى همه زنده‌اند و بروايت مقصد اقصى چون ابو سفيان از حال پيغمبر ( ص ) سؤال كرد امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود بخداى كه محمد زنده است و سخن تو را مىشنود آنگاه ابو سفيان آغاز نوازش معبود باطل خود كرده گفت ( اعل هبل اعل هبل ) اصحاب بامر حضرت رسالت مآب جواب دادند كه ( اللّه اعلى و اجل ) باز ابو سفيان گفت ( العزى لنا و لا عزى لكم ) مسلمانان جوابدادند كه ( اللّه مولانا و لا مولى لكم ) پس ابو سفيان بر زبان آورد كه ( يوم بيوم و الحرب سجال ) و نيز گفت كه وعده ميان ما و شما سال آينده منزل بدر است و امير المؤمنين على عليه السّلام يا ديگرى از اهل اسلام بموجب فرمودهء خير الانام صلى اللّه عليه و آله العظام زبان بقبول گشاده ابو سفيان به طرف مكه روانشد و بروايت اكثر اهل سير در واقعهء احد قرب سى نفر از مشركان بقتل رسيدند و از اينجمله بقول محمد بن اسحق دوازده نفر بضرب تيغ امير المؤمنين حيدر كرار كشته شدند و اسامى ايشان اينست طلحة بن ابى طلحه ابو سعيد بن طلحه - كلدة بن طلحه - ابو عبد اللّه بن جميل بن زهره - ابو الحكم بن الاخنس بن شريق الثقفى - وليد بن حذيقة بن المغيره و برادرش امية ارطاة بن شرحبيل بن اميه - عمرو بن عبد الله بن الجمحى - بشر بن مالك صواب مولاى بنى عبد الدار در روضة الاحباب مسطور است كه در زمانى كه رسول صلى الله عليه و سلم بشعب درآمد عثمان بن عبد الله بن المغيرة المخزومى مسلح و مكمل بر اسب ابلقى سوار از عقب آنسرور بشتافت و ناگاه پاى اسب آن لعين در گوى فرورفته از پشت بر روى زمين افتاد و بضرب تيغ حارث بن صمه رخت زندگانى بباد فنا داد و عبيد الله بن حاجز عامرى بجانب حارث شتافته بشمشير خون‌ريز ابو دجانه