تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣

گفتار در ايراد وقايع سال سيم از هجرت و ذكر غزوهء احد و بيان برخى ديگر از حوادث كه مقارن آنحرب واقعشد

در اوايل سال سيم از هجرت حضرت رسالت عبد الله بن ام مكتوم را در مدينه خليفه گذاشته رايت هدايت آيت بدست شاه ولايت داد و با دويست سوار از مهاجر و انصار به قصد جمعى از بنى سليم و غطفان بقرقرة الكدر تشريف برد و بىآنكه با كفار اتفاق ملاقات افتد مراجعت كرد اما درين سفر پانصد شتر بدست اهل اسلام درآمد و غزوهء ذى امر كه آن را غزوهء انمار نيز گويند همدرين سال واقع شد و در وقت عزيمت به آن سفر خير البشر عثمان بن عفان را رضى الله عنه در مدينه بنيابت خود تعيين فرموده با چهارصد و پنجاه كس از لشكر نصرت اثر بجانب بنى ثعلبه و محارب در حركت آمد و آنجماعت از توجه آنحضرت واقف گشته در قلل جبال متحصن گشتند اما در روزيكه بواسطهء بارندگى اثواب حضرت رسالت ( ص ) مآب نمناك بود و آنها را بر درختى انداخته در سايه شجره باستراحت اشتغال مينمود غورث كه او را دعثور بن الحارث ميگفتند و بصفت شجاعت و مردانگى اتصاف داشت رسول صلى الله عليه و سلم را در سايه آن درخت ديده با شمشيرى كشيده بر سر آنسرور دويد و گفت كيست كه ترا حمايت كند از من حضرت رسالت عليه السّلام و التحية فرمود كه ايزد سبحانه و تعالى و فى الحال جبرئيل چنان بر سينهء دعثور زد كه شمشير از دستش بيفتاد و خير البشر برخاسته و شمشير را برداشته گفت كيست كه ترا حمايت كند از من دعثور گفت هيچكس آنگاه كلمهء توحيد بر زبان راند و مسلمانشد و رسول الله صلى الله عليه و سلم بمدينه مراجعت نمود مدت اين سفر يازده روز بود و همدرين سال زيد بن حارثه رضى الله عنه بفرمان خير البريه عليه السّلام و التحية با صد سوار از مهاجر و انصار بر سر راه قافله قريش كه از راه عراق بشام مىشتافتند رفت و رؤساء كفار فرار نموده قرب صد هزار درم اموال كاروانيان بدست مسلمانان افتاد و در چهاردهم صفر همين سال كعب بن اشرف يهودى كه پيوسته زبان نامبارك بهجو حضرت خير الانام عليه الصلاة و السلام ميگشاد و مشركان را بر محاربه و مخالفت آنحضرت ترغيب ميكرد بسعى محمد بن سلمه و ابو نايلة و بعضى ديگر از شجعان قبيله اوس كشته گشت و همچنين ابو رافع تاجر حجاز كه در سلوك طريق شقاوت قدم بر قدم كعب داشت باهتمام عبد الله بن عينيه و عبد الله بن انيس و ابو قتاده كه از قبيلهء خزرج بودند بقتل رسيد و همدرين سال ابو سفيان با سه هزار نفر از لشكر شيطان كه هفتصد كس از آن جمله زره‌پوش بودند و دويست سر اسب و سه هزار شتر داشتند بجانب مدينه توجه نمودند و جهة تذكار قتلاء بدر و ترغيب مردم بر حرب پانزده هودج ترتيب داده بعضى از نسوان را همراه خود گردانيدند و عباس رضى الله عنه كه در آنزمان در مكهء مباركه تشريف داشت مكتوبى مخبر ازينواقعه نزد خير البشر فرستاد و آنحضرت قصد
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 343 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )