تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
عفيرا آنچه ازين باب معلوم داشت بموقف عرض رسانيد و مرثد را حسن رخسار و لطف گفتار عفيرا مستحسن و مطبوع افتاده قصد كرد كه او را خواستگارى نمايد عفيرا ما فى الضمير ملك را بفراست دريافته گفت خواستگار من بيباكيست غيور و مبالغه درين قضيه مستلزم خسران موفور آنگاه مرثد متوهم شده از سر دامادى درگذشت و على الفور سوار شده بسپاه خود ملحق گشت و صد شتر بلند كوهان برسم هديه نزد عفيرا فرستاد و بروايتى در وقت وفات زمام مهام سلطنت را در قبضهء اهتمام پسر خود وليعه نهاد وليعة بن مرثد اركان ملكش سى و هفت سال مشيد بود ابرهة بن الصباح بقول صاحب معارف بعد از وليعه هفتاد و سه سال پادشاهى نمود و نسب ابرهه بروايت بعضى از نقلهء اخبار بكعب بن سباء الاصغر الحميرى مىپيوست و او بصفت علم و دانش اتصاف داشت و معلوم فرموده بود كه ملك يمن به بنى عدنان انتقال خواهد يافت لاجرم نسبت به آن قبيله انعام و احسان فراوان كرد صباح بن ابرهه بعد از فوت پدر پانزده سال روى بضبط مملكت آورد و روايتى آنست كه پس از انقضاء ايام اقبال صباح صبح دولت حسان بن عمرو بن تبع الاوسط از مشرق اميد دميد و مدت ملكش به پنجاه سال رسيد ذوشناتر بقول بعضى از مورخان بعد از حسان زمام مهام جهانيان را بقبضهء تصرف درآورد و او از خاندان ملك نبود و در ايام دولت خويش به قدر مقدور بارتكاب فسق و فجور قيام و اقدام مينمود و در احياء مراسم ظلم و جور و سفك دماء از خود به تقصير راضى نميشد و او را به پسران صبيح الوجه ميل بسيار بود چنانچه هرگاه كه نام پسرى شنيدى فى الحال او را طلبيدى و آخر پسريكه پيش او آوردند موسوم بزرعه بود و ملقب بذو نواس و چون زرعه ميدانست كه او را بچه‌كار مىبرند كاردى برميان بست يا در ساق موزه نهاد و بعد از ملاقات با ذو شناتر كه بقول طبرى موسوم بود بحنيفة بن عالم اظهار ملايمت كرده او را بوصال خويش اميدوار ساخت و پس از لحظه‌اى كه مجلس از اغيار خالى شد آنكارد را بركشيده بضربات متعاقبه روح خبيث خيفهء او را از صحبت جيفهء جسد جدا گردانيد در تحفة الملكيه مسطور است كه حنيفه را ذوشناتر جهة آن ميگفتند كه انگشتان زيادتى داشت مدت سلطنتش بيست و هفت سال بود

ذكر سلطنت ذو نواس كه موسوم بود بزرعه

بعضى از مورخان برآنند كه پدر ذو نواس شراحيل بن عمرو بوده و برخى گفته‌اند كه بنوزرعة بن زيد بن كعب بن كهف الظلم بن زيد بن سهل بن عمرو بن قيس بن جشم بن وايل بن عبد الشمس بن الغوث بن جدار بن قطن بن غريب بن حارث الرايش بن قيس بن صيفى بن سباء الاصغر بن حمير بن سباء بن يشجب بن يعرب بن قحطان و از تاريخ محمد بن جرير الطبرى چنان معلوم مىشود كه زرعه ولد صلبى تبع الاوسط بوده و برادر حسان كه او را تبع الاصغر
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 273 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )