را بر آن قياس نمايد آنجماعت را مخاطب ساخته گفت خواب مرا با تعبير تقرير كنيد جوابدادند كه ما بر اين صورت قدرت نداريم ربيعه از استماع اين سخن غضبناك شده زبان بتهديد ايشان گشاده يكى از كاهنان گفت پيشواى ما سطيح است و شق اگر ملك ايشان را طلب دارد يمكن كه از عهده جواب اين سؤال بيرون آيند آنگاه ربيعه باحضار سطيح وشق فرمان داده چون آندو كاهن ماهر حاضر شدند نخست با سطيح خلوت نموده از ما فى الضمير خويش استعلام فرمود سطيح گفت ( رأيت جمرة خرجت من ظلمه ظلة فوقعت بارض تهامة فاكلت منها كل ذات جمجمة ) يعنى در خواب ديدى كه اخگرى سياه از تاريكى سايه بيرون آمد پس آن انگشت سياه افروخته به زمين تهامه يعنى يمن افتاد و هر صاحب استخوان كاسهء سرى را خورده و بروايتى گفت هر صاحب جمجمه را بسوخت ربيعه گفت كه واقعه مرا راست بيان كردى اكنون تعبير آن را تقرير نماى سطيح گفت تعبير آنست كه از حبشه لشكرى بيايد و اين مملكت را تسخير نمايد ملك بر زبان آورد كه اين واقعه در زمان من حادث خواهد شد يا پس از من سطيح گفت كه قضيهء مذكوره بعد از انقضاء دولت تو به شصت سال يا هفتاد سال بوقوع خواهد انجاميد ربيعه سؤال كرد كه ملك بر اهل حبشه مستدام خواهد بود يا نى سطيح جوابداد كه چون سالى چند حبشيان درين مملكت حكومت كنند شخصى از بنى حمير موسوم بسيف بن ذى يزن ايشان را مغلوب گردانيده فرمانفرماى يمن گردد ربيعه باز پرسيد كه مدت دولت آل ذى يزن چه مقدار امتداد يابد سطيح گفت پس از فوت سيف باندك زمانى اين ولايت منتقل به پيغمبرى پاك دين شود كه به او از خداى بزرگ وحى آيد و او از اولاد غالب بن فهر بن مالك بن نضر باشد و تا روز قيامت حكومت در ميان امت او بماند پادشاه يمن از شنيدن اين سخن متعجب شده گفت مگر قيامتى خواهد بود سطيح فرمود كه آرى قيامت روزى بود كه خلق اولين و آخرين را جمع سازند و نيكوكاران پاداش كردار خويش بهشت و بدكاران سزاى افعال خود دوزخ يابند ملك را تعجب زياده گشته سطيح را سوگند داد سطيح گفت سوگند ميخورم بسرخى آخر روز و سياهى اول شب كه آنچه گفتم حق و راستست آنگاه ربيعه سطيح را گسيل كرده شق را طلبفرمود و شق خواب ملك و تعبير آن را چنانچه سطيح گفته بود بىزياده و نقصان بيان نمود و ربيعه بدستورى كه با سطيح گفتوشنود كرده با وى نيز در مقام سؤال و جواب آمد بنابران قيل و قال از خواب غفلت بيدار گشته به نبوت احمد مختار صلى اللّه عليه و آله الاطهار و صحبة الاخيار و وقوع قيامت و حشر و نشر ايمان آورد پوشيده نماند كه در تاريخ طبرى و متون الاخبار و روضة الصفا و بعضى ديگر از كتب مشهور خواب مذكور بر نهج مسطور بربيعه بن النضر منسوبست و در روضة الاخبار عوض ربيعة بن النضر نضر بن ربيعه مكتوب و العلم عند اللّه العلام الغيوب و الموصل الى كل يوم المقصود و المطلوب .
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ص٢٧٠