پرش به محتوای اصلی

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحه 244

پدیدآورندگان:

ص۲۴۴
بمقتضاى فحواى ( اذاتم امرؤ فانقضاه ) مرضى جان‌ستان بر ذات آن مصدر عدل و احسان عارض شد و هرمز را كه حسبا و نسبا ارشد اولادش بود وليعهد ساخته گوش هوش او را بدرر نصايح سود مند و جواهر مواعظ دل‌پسند گرانبار گردانيد و تاج و تخت را به دو سپرده متوجه عالم بقا گرديد نظم
شنيدم كه در وقت نزع روان * * بهرمز چنين گفت نوشيروان * كه خاطر نگهدار درويش باش * * نه دربند آسايش خويش باش
كلمات حكمت آيات مشعر بوفور دانش آنخسرو كامكار و حكايات غرايب صفات مخبر از كمال عدالت آن پادشاه رفيع مقدار از وى بسيار منقولست و ايراد آن لايق بسياق اين مختصر نيست لاجرم خامه مشكين عمامه از اطناب اجتناب كرده بذكر هرمز مبادرت نمود هو الموصل الى كل المطلوب و المقصود

ذكر هرمز بن نوشيروان

ملقب بترك‌زاد بود و او در تشييد مبانى نصفت و احسان و تمهيد قواعد معدلت و امتنان بيشتر از پدر مبالغه مينمود و به قدر مقدور در مراسم رعايت رعايا و لوازم رفاهيت برايا كوشيده دربارهء مساكين و ضعفا عنايات فرمود اما در سفك دماء بمرتبهء مبالغه داشت كه در ايام سلطنت خود كه دوازده ساله بود سيزده هزار و شش صد كس از اشراف و اعيان عجم بقتل آورد و مردم فرومايه را تربيت كرد لاجرم بقيهء اركان دولت از ايالت هرمز متنفر گشته اين اخبار در اقطار و امصار اشتهار يافت و ملوك آفاق طمع در تسخير مملكت ايران نموده بدانجانب در حركت آمدند و اگرچه دست تعرض بعضى از طامعان ملك به صلح كوتاه شد و نايره فتنه برخى به زخم تيغ آبدار منطفى گشت ليكن بهرام چوبين كه از قبل خسرو ملك ايران بدفع طغيان سپاه توران قيام نموده بود و در اواخر ايام سلطنت هرمز لواء خلاف برافراشت و آوازه درانداخت كه اين صورت بنابر فرموده خسرو پرويز از من صدور مييابد و چون اينخبر بمداين رسيد پرويز از تيغ خونريز پدر ترسيد بجانب آذربايجان گريخت و جمعيكه كينه هرمز در سينه داشتند از هيجان غبار اين فتنه دلير گشته او را گرفتند و از پادشاهى خلع نموده ميل كشيدند و بعد از وقوع بعضى ديگر از احوال خسرو و بندويه و بسطام آن پادشاه بهرام طبع را بقتل رسانيده خاطر از ممر او بالكليه فارغ گردانيدند

گفتار در ايراد مجملى از وقايع ايام سلطنت هرمز بن انوشيروان و ذكر كيفيت انطفاء نيران مخالفان و بيان سلوك بهرام چوبين در طريق خلاف و ستيز و انتقال منصب پادشاهى ايران بخسرو پرويز

در اوراق اخبار ملوك عجم مرقوم قلم فرخنده رقم گشته كه چون قتل و خونريزى هرمز بسرحد افراط رسيد و خاطر اشراف و اعيان ملك از وى آزار يافته اين خبر در اطراف شايع گرديده از هر جانب سردارى پاى در طريق مخالفت هرمز نهاده عنان عزيمت
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحه 244 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )