تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
كه كسرى لقب يافت انوشيروان بن قباد بود و كسرى كه معرب خسرو است بفتح كاف و كسر را مشهور است و بكسر كاف و فتح را نيز مذكور شده و معنى انوشيروان جديد الملوكست القصه چون نهال قامت قباد بباد فنا از پاى در افتاد ولد ارشدش انوشيروان بموجب وصيت پدر و اتفاق اكابر مؤبدان قدم بر مسند سلطنت نهاد و آن پادشاه عالى جاه در تمهيد بساط معدلت و رعيت‌پرورى و تشييد اساس مكرمت و مرحمت‌گسترى و فراغ حال عامه رعايا و رفاه بال كافه برايا و تكثير عمارت مواضع و تعمير قرى و مزارع و جريان قنوات و انهار و نضارت بساتين و اشجار بمرتبه‌اى طريق سعى و اهتمام پيمود كه تا قيام ساعت و ساعت قيام ذكر جميلش بر اوراق روزگار و الواح ليل و نهار باقى و پايدار خواهد بود بيت
زنده است نام فرخ نوشيروان بعدل * * گرچه بسى گذشت كه نوشيروان نماند
و انوشيروان در اوايل دولت خود خراج اراضى ديوانيرا بر نهج نصفت قرار داد و دفتر اخراجات ملوك ماضيه را كه متضمن ظلم و بدعت بود بر طاق نسيان نهاد و از ترجمه تاريخ طبرى چنان مستفاد ميگردد كه قبل از زمان سلطنت انوشيروان بحسب قرب و بعد از مزارع و ضياع و از مدن و امصار نصف و ثلث و ربع و خمس تا عشر ميستاندند و كسرى مقرر كرد كه از يك زوج عوامل يكدرهم زر و يك قفيز غله گيرند و بزياده بعرض نرسانند و بر يهود و نصارى جزيه مقرر فرمود و كسانى را كه عمر ايشان كم از بيست و بيش از پنجاه بود از مئونات ديوانى و تكاليف سلطانى معاف داشت و اسامى لشگريان را در دفاتر ثبت كرده فراخور استعداد و قابليت هريك را مرسوم و علوفه تعيين نمود و بيمن اين اطوار حميده و آثار پسنديده وسعت ولايت و بسطت مملكت او به جائى رسيد كه بروايتى ديار ماوراء النهر خراسان و دربند شروان و بلاد طبرستان و جرجان و فارس و كرمان و بعضى از هندوستان و عراق و جزيره و عمان و بحرين و يمامه تا يمن و سرحد مغرب در تحت تصرف ملازمان آن پادشاه كامران قرار گرفت و تمامى ممالك مذكوره مزروع و آبادان شده در كمال معمورى صفت رياض جنت پذيرفت نظم
يقين ميدان كزين شاهان عاقل * * نيامد كس چو نوشروان عادل * مهيب و نازل و با رأى و دانش * * حكيم و عالم و هشيار و فاضل * ز خوانش قوت جان خان و فغفور * * زرايش نور راى و رأى هرقل * مر او را چون فلك باقى بنگذاشت * * نه بندد مرد عاقل در جهان دل
مدت سلطنت نوشيروان باتفاق فضلاء سخنور چهل و هشت سال بود و بر طبق كلمه ( ولدت انا فى زمن سلطان العادل ) ولادت حضرت رسالت عليه السلام و التحية در زمان پادشاهى او روى نمود

گفتار در ذكر شمهء از وقايع زمان آن پادشاه كامكار و بيان كيفيت تسخير بعضى از بلدان و امصار

نقلهء اخبار و حملهء آثار آورده‌اند كه در زمان كشورستانى انوشيروان خالد بن جبلهء غسائى كه از قبل قيصر حاكم شام بود بجانب حيره كه حكومت آن به حكم كسرى