خون شد همه دشت و راغ * * جهان چون شب و تيغها چون چراغ *
فرو رفت و بر رفت روز نبرد * * بماهى نم خون و بر ماه گرد
در آن اثنا روزى كه دارا از معركهء وغاء مراجعت نموده در بارگاه قرار گرفت « 1 » دو شخص همدانى كه در سلك مقربانش انتظام داشتند شمشير غدار را از غلاف خلاف بركشيده به سينه دارا رسانيدند و به معسكر اسكندر گريختند و پادشاه روم از كيفيت واقعه آگاهى يافته فى الحال ببالين دارا شتافت و سر او را در كنار نهاد خسرو ايران كه هنوز رمقى از جان باقى داشت چشم باز كرده سر خود در كنار دشمن ديد دود آه بفلك نيلگون كشيد سكندر سوگند خورد كه اين امر بفرمان من وقوع نيافته آنگاه دارا سه وصيت كرد اول آنكه سكندر قاتلان او را بقصاص رساند و ديگر آنكه دختر او را روشنك در سلك پردهنشينان حرم خود منتظم گرداند سيوم آنكه بيگانه را بر ممالك ملوك عجم مسلط نسازد و سكندر اين وصايا را بسمع رضا اصغا نموده بر آن موجب عملنموده خسرو ايران را بدستور پادشاهان نافذ فرمان تجهيز و تكفين كرده بنفس نفيس همراه جنازه او بمقبره تشريف برد مدت سلطنت داراء بن داراب كه مورخان او را داراء اصغر گويند چهارده سال بود پوشيده نماند كه در باب محاربه مذكوره و كيفيت كشته شدن دارا روايات متعدده در كتب متداوله سمت ورود يافته و چون راقم حروف در مقام اختصار است بر ايراد يكقول كه مختار صاحب تاريخ معجم است قناعت نمود و ابواب ذكر ملوك روم و رسيدن سكندر بسلطنت آن مرز و بوم برگشود
ذكر مجملى از حال بنى الاصفر و انتقال سلطنت روم و فرس باسكندر
چنانچه در ضمن احوال يعقوب پيغمبر على نبينا و عليه صلوات اللّه الاكبر سبق ذكر يافت سلاطين روم از نسل روم بن عيص بن اسحقاند و ايشان را بنى الاصفر بدان جهة گويند كه رنگ رخسار روم بصفرت مايل بود و بروايت تحفة الملكيه فليص اول كسى است از آن طبقه كه بامور سلطنت آن مملكت قيام نمود و او مدت هفت سال بدولت و اقبال اوقات گذرانيد و قبل از ظهور بخت نصر به صد سال دو شخص كه نام يكى روملس و از ديگرى رومانس بود خروج كرده ولايات روم را بحيز تسخير درآوردند و بلدهء ساخته آن را روميه نام نهادند و چون روزى چند بموافقت يكديگر فرمانفرمائى نمودند روملس رومانس را بكشت و در امر جهانبانى مستقل گشت و چنانچه عادت جهان گذرانست ايالت
هامش
( 1 ) فردوسى در شاهنامه نام آندو نابكار را ماهيار و جانوسيار ارقام نموده چنانچه ازين شعر بوضوح مىپيوندديكى مؤبدى نام او ماهياز * * دگر مرد را نام جانوسيارحرره محمد تقى الشوشترى