تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
آمد از تخت و شد پيش او * * بماليد بر چهر او چشم و رو
آنگاه بتمهيد بساط عيش و نشاط اشارت فرموده چند روز بمراسم جشن و سور و لوازم لهو و سرور بگذرانيد نظم
سپهدار كيخسرو و مهتران * * نشستند و خواندند رامشكران * دو هفته شب و روز خوردند مى * * بآواز عود و دف و چنگ و نى
و بعد از آن پادشاه ايران سرير كيان را بوجود كيخسرو زيب و زينت داده زمام امور جهانبانى را در كف كفايت او نهاده بنفس نفيس خود عزلت گزيد و پس از چندگاه بوصول اجل طبيعى متوجه عالم آخرت گرديد نظم
بجاه ارچه با آسمان تخت برد * * به خاك لحد عاقبت رخت برد

ذكر كيخسرو بن سياوش

قدوهء اعاظم سلاطين عالم و زبدهء اكابر خواقين بنى آدم بود جمال حالش بحليه اصناف اوصاف حميده آراسته و ذات خجسته صفاتش از تمامى اعمال ناپسنديده پيراسته همت عالى نهمتش در بلندى با چرخ برين برابرى نمودى و نفاذ فرمان واجب الاذعانش نشانهء حكم قضا و نمونهء نشان تقدير بودى و چون كيخسرو بعنايت الهى بر تخت پادشاهى نشست در عدل و انصاف بر روى جهانيان گشاده ابواب ظلم و بيداد بربست نظم
بگسترد گرد جهان داد را * * بكند از زمين بيخ بيداد را * بهر جاى ويرانى آباد كرد * * دل همگنان از غم آزاد كرد * زمين چون بهشتى شد آراسته * * ز داد و ز بخشش پر از خواسته
و بعد از آن كه بيمن معدلت آنخسرو عالى منزلت مهمات ملك و ملت ساخته شد و مصالح سپاهى و رعيت پرداخته آمد كيخسرو بانتقام خون سياوش سپاه فراوان بتوران فرستاده خود از عقب ايشان روان شد و ميان اهل عجم و سالار تركان محاربات فراوان بوقوع انجاميد آخر الامر افراسياب فرار برقرار اختيار كرد و كيخسرو مقضى الوطر از آن سفر مراجعت فرموده بيشتر از پيشتر بتهميد مبانى نصفت و رعيت‌پرورى قيام نمود و بزعم بعضى از فارسيان كه به نبوتش اعتراف دارند هرچيزيكه ملوك سابقه بناوجه از رعايا گرفته بودند رد فرمود در روضة الصفا از تاريخ حافظ ابرو مرويست كه كيخسرو مسجدى ساخته بود كه در سفر و حضر با وى بودى و بطريقه پيغمبران در آنجا نماز گذاردى و خدايرا بيگانگى پرستيدى و مردم را بعبادت ايزد تعالى باعث گشتى و بقول صاحب گزيده جام جهان‌نماى كه احوال عالم را در آن مشاهده كردى مخصوص بكيخسرو بود و بعضى از اهل تحقيق برانند كه جام جهان‌نماى كنايت از مرآت ضمير عكس‌پذير آن زيبنده تاج و سرير است چه هر امرى كه در عالم وقوع يافتى در خاطر عاطرش پرتو انداختى لقب كيخسرو مبارك بود و او بقول اكثر مورخان شصت سال پادشاهى نمود