آن قضيه در زمان حيات فريدون بوده يا بعد از وفات او روايات مختلفه مرويست و از آن اقوال روايتى آنكه مختار جمعى از اهل علم و كمال است سابقا سمت تحرير پذيرفت و خامه مشكين عمامه از ملال مطالعهكنندگان انديشيده رقم تخفيف بر ساير سخنان راويان كشيده القصه چون منوچهر خاطر از جانب مخالفان فارغ ساخت از روى شوكت و استقلال رايات دولت و اقبال برافراخت و ملوك اطراف آفاق سر بر خط فرمانش نهاده احكام او در اكثر معمورهء ربع مسكون سمت نفاذ پذيرفت و سواى ممالك مصر و شام و ماوراء النهر و هندوستان ساير بلدان جهان در حيز تسخير ملازمانش قرار گرفت و منوچهر در ايام دولت خود نهر فرات را حفر كرده آب بعراق آورد و در آنولايات بساتين و باغات بهشت صفات ساخت و نخستين كسى كه بكندن خندق و نقاره زدن صبح و شام اشارت نمود منوچهر بود و در ايام دولت منوچهر افراسياب بن پشنك كه در سلك احفاد تور انتظام داشت لشگر بايران كشيد اما بسبب حصانت حصار طبرستان كه مقر منوچهر بود برو دست نيافت و مصالحت نموده عنان به طرف ماوراء النهر تافت مدت سلطنت منوچهر به صد و بيست سال رسيد و باتفاق مورخان شعيب و موسى و هرون عليهم السلام در اواسط ايام پادشاهى او مبعوث گشتند و يوشع بن نون در اواخر اوقات حياتش بمرتبه بلند نبوت عروج نمود و العلم عند اللّه الودود
گفتار در بيان لشگر كشيدن افراسياب نوبت اول از توران بايران و ذكر وقوع مصالحه ميان او و منوچهر بسبب حصانت حصار طبرستان
اكابر مورخان آوردهاند كه چون مدت پنجاه سال يا شصت سال از سلطنت منوچهر درگذشت افراسياب بن پشنك از جانب تركستان با لشگر فراوان از آب آمويه عبور نموده ببلاد ايران درآمد و آغاز مكر و تذوير كرده مكتوبى باسم قارن در قلم آورد مضمون آنكه عرضه داشت تو رسيد و كيفيت دولتخواهى تو بوضوح انجاميد انشاء اللّه تعالى چون مهم منوچهر فيصل يابد سلطنت ايران متعلق به تو خواهد شد بايد كه خاطر جمع دارى و در خدمتكارى تقصير ننمائى و آن مكتوب را بقاصدى داده او را گفت چون به نواحى معسكر منوچهر رسى نوعى كن كه بدست منهيان او گرفتار شوى و قاصد به موجب فرموده عمل نموده پس از آنكه منهى پادشاه عجم آن رقم را مطالعه كرده فى الحال به نظر منوچهر برد و پادشاه نسبت بقارن بدگمان شده او را مقيد ساخت بنابرآن پريشانى تمام باحوال اكابر فرس راه يافت و افراسياب بعد از وقوع محاربه بر منوچهر غالب آمده آنگاه حقيقت عذر افراسياب ظاهر گشته ملك عجم قارن را از حبس نجات داد و بدار الملك رى شتافت و افراسياب نيز بدانصوب نهضت نموده طهران رى را معسگر ساخته روز به روز آثار نصرت در جانب او ظاهرتر ميگشت بنابرآن منوچهر قلعه طبرك را عمارت فرمود