تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
همى بود پنهان در آن آبگير
و نوبت ديگر ضحاك بداختر از حال فريدون خبر يافته به قصد او روان گشت و فرامك ملهم شده آن فرزند ارجمند را از موضع مذكور بجاى ديگر برد و ضحاك به مقصد رسيده از مقصود چيزى نيافت و گاوى را كه شاهزاده از شير او تغذى مينمود كشته مراجعت كرد و همچنين فريدون چند سال در زواياى اختفا بسر مىبرد تا كاوه بسر وقتش رسيده زمام مهام سلطنت را در كف كفايت او نهاد و فريدون روزى را كه ضحاك ماران در پنجهء تقدير اسير شد بمهرجان موسوم گردانيد و داخل اعياد ساخت و بعد از تمكن بر سرير جهانبانى كاوهء آهنگر اصفهانى را سپهسالار لشگر جرار گردانيده بجانب روم فرستاد و گرشاسب را با نريمان كه جد رستم دستان است بفتح تركستان نامزد كرد و كاوه روم را تسخير نموده قريب بيست سال بفتح بلاد و امصار پرداخت و بسيارى از بلاد ربع مسكون را مفتوح و مسخر ساخت و در جميع حروب چرم پاره‌اى را كه در وقت خروج بر سر چوبى تعبيه نموده بود و درفش كاويان عبارت از آنست همراه داشت و آن را سبب مشاهدهء پيكر نصرت و ظفر مىپنداشت و چون خدمات لايقه كاوه با جان سپاريهاء سابقه منضم شد فريدون منشور حكومت عراق و اصفهان را تا حدود آذربيجان نزد او ارسال داشت و كاوه با غنايم موفور و استعداد نامحصور باصفهان رفته بعد از آنكه ده سال ديگر بدولت و اقبال بگذرانيد پهلو بر بستر ناتوانى نهاده بعالم ديگر منزل گزيد بيت
از آن سرد آمد اين كاخ دلاويز * * كه چون جا گرم كردى گويدت خيز
و چون خبر اين حادثه بسمع فريدون رسيد اظهار تأسف نموده روزى چند بمراسم عزا قيام فرمود و درفش كاويان را طلبيده آن را بجواهر زواهر مرصع ساخت و هركس از ملوك عجم كه قدم بر مسند جهانبانى مىنهاد در ترصيع آن مىافزود و همواره در محاربات چشم و دل شاه و سپاه بديدن آن روشن و قوى بود تا در فتح قادسيه آن درفش بدست امت حضرت خير البريه عليه افضل الصلاة و التحية افتاد و در ميان ارباب استحقاق تقسيم يافت اما گرشاسب و نريمان كه بجانب ديار مشرق و تركستان بودند ايشان نيز اكثر آن ممالك را در حيز تسخير آورده سالما غانما بملازمت فريدون مراجعت كردند و همچنين مملكت چين باهتمام قارن بن كاوه مفتوح شده حاكم آنديار گوش پيل دندان مقيد و مغلول بپايه سرير گردون مسير فريدون رسيد آنگاه نريمان بحسب فرمان بهند رفته آن ممالك را نيز تسخير كرد و پس از مراجعت بروم شتافته و سنگ تفرقه در شيشه خانه جمعيت بعضى از بت‌پرستان مخالف انداخته چون از آن مرز و بوم بازگشت در حضار سكاوند بوقتيكه در خواب بود بعضى از اعدا او را به زخم سنگى بخواب ابد گرفتار كردند و برين قياس فريدون در اكثر ربع مسكون اساس پادشاهى مشيد گردانيد و مهما افكن در اشاعت عدل و دادگسترى كوشيد و در مذهب فريدون ميان مورخان اختلافست بعضى گفته‌اند او مؤمنى بود خداپرست و مجوس فريدون را از جملهء عبدهء آتش اعتقاد دارند و برخى او را در سلك بت‌پرستان شمارند و فريدون اول پادشاهيست كه بر فيل نشست و آلات حرب بر وى تعبيه كرد و دقايق