تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
تدبير نيران غضب فريدون را منطفى گردانيده گفت مصلحت آنست كه من نزد برادران خود روم و اين مهم را برحسب دلخواه خدام پادشاه فيصل دهم فريدون نخست از قبول اين امر ابا نموده چون درين باب مبالغهء ايرج از حد اعتدال تجاوز نمود او را اجازت داد و ايرج متوجه معسكر آن‌دو برادر گشته بعد از وصول آن ناجوان مردان برادرى چنان را به تيغ بىمروتى كشتند و سرى را كه لايق افسر بود از تن جدا ساخته نزد پدر فرستاده فريدون از مشاهدهء اينواقعه جانگداز در كمال حزن و ملال بر پلاس ماتم نشست و در مقام ناله و زارى و گريه و سوگوارى بوده ابواب فرح و نشاط بر روى خود بربست بيت
همى سوخت كاه و همى كند موى * * همى ريخت آب و همى خست روى
و در آن اثناء منوچهر از ماه آفريد كه بروايت مشهور دختر ايرج بود و منكوحهء برادر فريدون و بقولى زوجهء ايرج بود متولد گرديد و ديدن آن مولود سعادتمند موجب روشنى ديدهء فريدون و سبب تسلى خاطر محزون او شد بيت
جهان بخش را لب پر از خنده گشت * * تو گفتى مگر ايرجش زنده گشت
و چون منوچهر بسن رشد و تميز رسيد و نهال اقبالش بر جويبار شجاعت و مردانگى بالا كشيد بموجب فرمودهء فريدون با سپاهى از هرچه در فضاى خيال گنجد افزون بجانب سلم و تور توجه نمود و آن‌دو برادر نيز لشگر پرستيز فراهم آورده متوجه ميدان نبرد گشتند و بعد از تقارب فريقين و تلاقى عسكرين منوچهر بمشاهدهء چهرهء فتح و ظفر فايز شد و سلم و تور انهزام يافتند و منوچهر ايشانرا تعاقب نموده كرت ديگر محاربه بوقوع انجاميده آن‌دو برادر به زخم تيغ زمرد پيكر بعالم آخرت شتافتند و منوچهر قرين نصرت و فيروزى بملازمت فريدون مراجعت كرده باشارت جد بزرگوار بر سرير شهريارى قرار گرفت و جراحات جارحات ايام بيمن مراحم مراحمش صفت التيام و اندمال پذيرفت

ذكر منوچهر

در باب نسب منوچهر اقوال متعدده در كتب معتبره سمت ورود يافته از آن جمله دو روايت سابقا مرقوم كلك بيان گشت و قولى ديگر آنكه منوچهر ولد مسحر بن ايرج بود و از سياق كلام شاهنامه چنان مفهوم مىشود كه ماه آفريد كه در سلك ازدواج ايرج انتظام داشت در وقت قتل او حامله بود و از وى دخترى تولد نمود و چون دختر ببلوغ رسيد فريدون او را به پشنك نامى كه از نسل جمشيد بود در عقدهء ازدواج منتظم گردانيد و منوچهر از وى متولد گرديد و طبرى در ميان منوچهر و ايرج چندان واسطه ثبت كرده كه طبع سليم از قبول آن ابا مينمايد و چنانچه حضرت مخدومى مرحومى در روضة الصفا از وجيه الاخبار و مروج الذهب نقل نموده‌اند مذهب اصح آنست كه بمنوچهر پسر صلبى ايرج است و بعضى از مورخان گفته‌اند كه آن خلف الصدق ايرج در جبل مانوشان چهره بمردم نموده بنابرآن او را مانوش چهر خواندند و اين لفظ بكثرت استعمال منوچهر استبدال يافت و لقب منوچهر فيروز بود و ايضا در باب كشته شدن سلم و تور در معركه منوچهر و آنكه
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 184 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )