يافت و كيومرث بر فوت قرة العين سلطنت اضطراب عظيم نموده مقارن آنحال از حرم محترم شاهزاده مرحوم ولد ارشد متولد گشت و كيومرث بديدارش چشم روشن كرده مصراع
ببوسيد و تنگش ببر درگرفت
و آن مولود عاقبت محمود را موسوم بهوشنگ گردانيده همت عالى نهمت بر قتل و اخذ كشندگان سيامك مصر و فداشت و بتائيد رب العالمين آن ملاعين را اسير ساخته بعالم آخرت فرستاد و چون آثار دولت و اقبال و انوار شوكت و استقلال از ناصيه همايون هوشنگ لايح و لامع گشت كيومرث زمام امور سلطنت را بقبضهء درايت او بازگذاشته به نفس نفيس در كنج عزلت منزل گزيد تا آن زمان كه اجل موعود فرارسيد هوشنگ بقول اكثر و اشهر پسرزادهء كيومرث و به عقيدهء زمرهاى پسر صلبى او بود و بعضى گفتهاند مهلائيل عبارت از اوست و قينان كنايت از پدر او و باتفاق جميع ائمه اخبار هوشنگ پادشاهى فطنت شعار حكمت آثار بود و در اشاعت عدل و داد بمرتبهاى مبالغه نمود كه پيشداد لقب يافت يعنى عادل اول كتاب جاودان خرد كه حسن بن سهل وزير مأمون عباسى به عربى ترجمه نموده از جمله مصنفات آن پادشاه خجسته صفاتست و او نخستين پادشاهى است كه آهن از سنگ بيرون آورد و در كوره گداخت و از آن انواع اسلحه ساخت و از پوست سمور و روباه پوستين دوخت و سگان تازى را معلم گردانيد و كلاب را جهة حفظ رمه بازداشت و خدام را در پيش خود بقيام امر فرمود و استخراج جوهر و سيم و زر از معادن و قطع اشجار كردن و تخته در از آن تراشيدن همه از جمله مخترعات اوست و هوشنگ در آخر اوقات حيات گوش هوش طهمورث را كه وليعهدش بود بدرر نصايح سودمند گرانبار گردانيد و سرانجام مهام ملك و مال را برأى صوابنمايش باز گذاشته سلوك طريق تجرد و انقطاع اختيار فرمود و در زاويهاى بعبادت حضرت بارى اشتغال مينمود تا زمانيكه فوجى از شياطين بسروقتش رسيدند در حين سجده سنگى بر سر آن خسرو با فرهنگ زدند چنانچه ديگر مجال قيام و قعود نيافت مدت سلطنتش بقول اكثر اهل خبر چهل سال بود و زمان حياتش بروايت طبرى پانصد سال و صاحب متون الاخبار گويد كه از زمان وفات كيومرث تا وقت رحلت هوشنگ دويست و بيست و سه سال بود و العلم عند اللّه الملك المعبود
طهمورث بروايت بعضى از مورخان پسر صلبى هوشنگ است و زمرهاى را اعتقاد آنكه پسرزادهء اوست و پدرش دلجهان نام داشت و لقب طهمورث زيبا و نداست يعنى تمام صلاح و ديوبند نيز از جملهء القاب آنخسرو خردمند است و او را بدين جهة ديوبند ميگفتند كه فوجى كثير از ديوان را بقتل رسانيد چنانچه بروايت جعفرى عدد مقتولان او بيك هزار و چهارصد و هشتاد رسيد و بعضى ديگر از عفاريت را مطيع و منقاد ساخت و بقول صاحب متون الاخبار طهمورث در اقاليم سبعه رايت سلطنت برافراخت و او تابع اوامر و نواهى الهى بود و بعبادت جناب جلال پادشاهى قيام مينمود و بروايت مشهور سنت سنيه صوم در زمان دولت او پيدا شد سبب آنكه در آن ايام در ميان فرق انام قحط و غلائى عظيم وقوع