تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

جزو دوم از مجلد اول در ذكر ملوك عجم و سلاطين عرب كه قبل از ظهور حضرت رسالت صلى الله عليه و سلم در ممالك عالم بلوازم فرمان فرمائى قيام نموده‌اند

بعد از تقديم حمد و ثنا بيت
پادشاهى كه پادشاهان را * * پادشاهى بمحض قدرت اوست
جل جناب جلاله و پس از تبليغ درود و دعا بيت
دين پناهى كه از كمال شرف * * هردو عالم طفيل حضرت اوست *
صلى اللّه عليه و سلم و على آله نموده مىشود كه اقلام مصوران الواح اخبار بدين‌گونه صورت نگار است كه اگرچه مدت سلطنت و زمان ايالت ملوك و ؟ ؟ ؟ ارهء فرس امتداد تمام داشت و از ابتداء تباشير صبح اقبال تا انتحاء غروب كوكب جاه و جلال بسيط غبرا جولان‌گاه يكران آن طبقه بوده همه‌كس نقش اطاعتشان بر صفحهء جبين مىنگاشت در چگونگى اسمار و طرق آثار آن حكام شوكت دثار اختلاف بسيار دست داده و طريق تحقيق آن از شارع استقامت بجانب انحراف افتاده و از مواقع زلل و مواضع خلل يكى آنكه مؤبدان ايشان را گمان آنست كه مدتى مديد و عهدى بعيد صحن هامون و نشيب چتر نيلگون از فرمانفرمائى كشورگشا و كامل حشمتى مظفرلوا خالى بود بيت
دير زمان ملك پناهى نبود * * هيچ طرف صدمت شاهى نبود
- چه بعد از وفات كيومرث كه به زعم فارسيان والد معشر بشر است مدت صد و هفتاد و چند سال مسند حكومت و اقبال و چهار بالش سلطنت و استقلال از جلوس صاحب ناموسى كه زمام حل و عقد و قبض و بسط امور جمهور در قبضهء اقتدار او توان نهاد بىنصيب افتاد تا آنكه هوشنگ بر سرير پادشاهى نشسته سلك مهام فرق انام را انتظام داد و ديگر آنكه بسبب عجز نوذر افراسياب مدت دوازده سال در ايران كامران بوده بتوران مراجعت نمود و چند سال تخت و بخت ايرانيان خسروى نافذ فرمان نداشت و همچنين چون منشور هستى زاب مطوى گشته ملك و مال باز گذاشت سالها اطراف جهان از سلطان عاليشان با نصيب نبود تا كوكب اقبال كيقباد از افق عدل و داد طلوع نمود بنابرين جهات تاريخ آن سلاطين نصفت صفات عرصهء حوادث خلل و محل عواصف زلل گشته و عجايب آثار و غرائب اسمارشان فرمودهء دست تغييرات