تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
ميان دو عاقل بسبب مشاكله عقل واقع شود و بدوام و ثبات اتصال داشته باشد و در ميان دو جاهل محبت هرگز پايدار نماند به جهت آنكه مقتضيات عقل همه بيك ترتيب و نسق است رأى ارباب جهل البته مخالف يكديگر باشد و دو احمق هرگز بر يك امر اتفاق ننمايند و از مؤلفات آنحكيم خجسته صفات فصول در ميان اطباء مشهور است و سخنان حكمت نشان آن نسخه بر السنه و افواه مذكور بقراطيس بقول حمد اللّه مستوفى از جمله تلامذهء بقراط حكيم است و از سخنان او است كه علوم شريفه در دل قرار نگيرد تا نيت اعمال خسيسه از آن منزل بيرون نرود ( بيت )
تا خانهء دل خالى از اغيار نيابى * بام و در اين خانه پر از يار نيابى
بليناس بروايت صاحب گزيده شاگرد ارسطو بود و منارهء اسكندريه كه هرچه در ملك فرنك واقع ميشد در مرآتى كه بالاى آن تعبيه كرده بودند مينمود ساخته اوست و اين روايت مخالف قوليست كه صاحب تاريخ جعفرى نقل نموده كه منارهء اسكندريه در زمان ذو القرنين اكبر سمت ارتفاع يافت و اللّه اعلم و احكم اوميرس الشاعر اقدم و اعظم شعراى يونان بود و بعد از بعثت موسى عليه السلام و التحية بپانصد و شصت سال ظهور نمود كلمات حكميه و قصايد حسنيه بسيار دارد نوبتى ازو پرسيدند كه كى زبان از مدح فلان در كام خواهى كشيد گفت هرگاه كه او دست از انعام و احسان باز كشد شخصى با او گفت كه دروغ بسيار در فلان قصيده تو يافتم جوابداد كه شعر عبارت از كلام موزون مقفى است و صدق سخن متعلق بانبيا و اصفيا زينون بن طالو طاغورس از جمله حكماء يونان بكثرت محبت و حمايت اصدقا و اقربا ممتاز و مستثنى بود و درين امر بمرتبهء تعصب داشت كه چون جمعى از دوستان و مصاحبان او با پادشاه زمان عصيان ورزيدند و ملك قصد گرفتن ايشان فرمود زيتون اصحاب را بمال و سلاح مدد كرد و پادشاه از اين معنى وقوف بافته زيتون را گرفت و فرمان داد تا از او اسامى و عدد مخالفان را بشكنجه اقرار كشند زيتون چنگ در حبل متين صبر و شكيبائى زده اصلا آنچه مقصود ايشان بود بر زبان نياورد و چون تعذيب محصلان از حد اعتدال درگذشت جهت ياس ايشان زبان خود را بدندان بريده بيرون انداخت و آخر الامر در اثناء شكنجه بعالم آخرت منزل ساخت بيت
جوانمردى بسيم و زر توان كرد * * خوش آنكس كو جوانمردى بجان كرد
- مدت عمر شريفش هفتاد و دو سال بود بطلميوس حكيم در فن هندسه منفرد در علم نجوم متفرد بود و در مدت حيات مؤلفات تصنيف نمود از آن جمله كتابيست موسوم بماعاطس و معنى اين لفظ عظيم نامست و بلغت تازى آن نسخه را مجسطى گويند و مولد و منشأ بطلميوس اسكندريه بود و در زمان دولت ازريانوس رصد بست و بطلميوس بحلاوت گفتار و لطافت بسيار اتصاف داشت و قليل الاكل و كثير الصوم بود و مدت هفتاد و هشت سال در عالم ناپايدار گذرانيده و بدار القرار انتقال نمود از سخنان اوست كه هركه از خرد بهره‌ور است داند كه ظل غمام و مودت عوام