تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
و نميداند كه مآل حالش بكجا منجر مىشود و ايضا از كلمات آنجنابست كه در تعجبم از شخصى كه بسبب خوف عرض مرض از اطعمه و اشربه رديه اجتناب مىكند و از بيم عقوبت عقبى و عذاب دار جزا از ارتكاب مآثم و اكتساب خطايا احتراز نمىنمايد بيت
ز بيم عقوبات روز جزا * حذر واجبست از طريق خطا
سولون جد مادرى افلاطونست و او در اثنيه كه معروفست بمدينه حكما تولد نمود و فصاحت زبان و طاقت لسانش بمرتبهء بود كه فرق انام كلام او را مفرح قلوب ميگفتند و سولون بواسطهء ايذاء عوام و اضرار جهلاء ايام در آخر عمر از بلده مذكوره بگريخت و در ولايت غربت مرغ روحش رشته تعلق از قفص بدن بگسيخت از علامات غايت تجرد و نهايت توكل سولون يكى آن بود كه هرگز مال ذخيره ننمودى و آنچه از قوت يكروز او فاضل آمدى ايثار فرمودى از سخنان اوست كه بهترين چيزى كه ارباب حكم و فرمان بر آن قدرت يابند چشانيدن مرارت سياست است و حلاوت تخفيف مؤنت از رعيت ازو سئوال كردند كه جواد كيست و بدتر از شمشير چيست و حد عقوبت قاتل پدر كدامست جوابداد كه جواد كسيست كه ببذل اموال خود قيام نمايد و بخواسته ديگران طمع نفرمايد و بدتر از شمشير زبان اصحاب نظم و نثر است كه خلايق را ببدى ياد كنند اما كشندهء پدر هرگز بخاطرم خطور نكرده كه او را عقوبتى تعيين نمايم و اللّه اعلم و احكم

ذكر فيثاغورس صورى

هنوز در صغر سن بود كه اهل صور را بسبب استيلا اعدا صورت جلا روى نمود و پدر فيثاغورس او را بساموس و از ساموس بانطاكيه برد و حاكم انطاكيه فيثاغورس را فرزند خوانده بمعلم سپرد و فيثاغورس به تحصيل علم لغت و موسيقى سعى فرموده در آن فن مهارت كامل حاصل نمود چنانچه گويند اكثر سازها مخترع اوست و فيثاغورس در سن شباب بتعليم هندسه و نجوم پرداخت آنگاه بمصر شتافته مطالعه علوم حكمى را پيش نهاد همت ساخت و از آنجا به شهر ساموس بازگشته بدرس حكمت و تأليف مسائل آن فن اوقات شريف مصروف داشت و دويست و هشتاد رساله در علوم مختلفه تصنيف نمود و خلق بسيار از طالبان فضل و كمال بملازمت آنحكيم عديم المثال ميرفتند و در مقام استفاده بوده از افاده طبع وقادش بهره ميگرفتند و بعضى از ملوك اطراف به زيارت آن قدوهء اشراف مىشتافتند و از نصايح سودمندش و مواعظ دل بندش بهره و حظى تمام مييافتند و فيثاغورس همواره فرق انام را به تحصيل معرفت طبايع اشيا و دست بازداشتن از ارتكاب مآثم و خطايا ترغيب نمودى و بر مواظبت جهاد و اكثار صيام و مداومت قرائت كتب امر فرمودى و او ببقاء نفس بعد از مفارقت بدن و ادراك لذت و الم و ثواب و عقاب اعتراف داشت و على الدوام همت بر سياحت و احراز فضايل و اكتساب كمالات ميگماشت و در روضة الصفا مسطور است كه فيثاغورس را در اواخر ايام حيات سفرى پيش‌آمده چون به مقصد اتفاق
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 161 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )